غزل شماره 121 دیوان سعدی شیرازی

شرح و تفسیر غزل شماره 121 دیوان سعدی شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر غزل شماره 121 دیوان سعدی شیرازی

شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : غزل شماره 121 دیوان سعدی شیرازی

دیوان سعدی شیرازی
متن کامل ابیات 1 الی 8

1) با فراقت چند سازم ؟ برگ تنهاییم نیست / دستگاه صبر پایاب شکیباییم نیست

2) ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد / ترس تنهایی است ، ورنه ، بیم رسواییم نیست

3) مرد گستاخی نی ام تا جان در آغوشت کشم / بوسه بر پایت دهم چون دست بالاییم نیست

4) بر گُلت آشفته ام ، بگذار تا در باغ وصل / زاغ بانگی می کنم ، چون بلبل آواییم نیست

5) تا مصوّر گشت در چشمم خیال روی دوست / چشم خودبینی ندارم ، روی خودراییم نیست

6) درد دُوری می کشم ، گرچه خراب افتاد ه ام / بار جَورت می برم ، گرچه تواناییم نیست

7) طبع تو سیر آمد از من ، جای دیگر دل نهاد / من که را جویم ک چون تو طبع هرجاییم نیست ؟

8) سعدیِ آتش زبانم در غمت سوزان چو شمع / با همه آتش زبانی ، در تو گیراییم نیست

شرح و تفسیر غزل شماره 121 دیوان سعدی شیرازی

با فراقت چند سازم ؟ برگ تنهاییم نیست / دستگاه صبر پایاب شکیباییم نیست


من که آمادگی و توان تنهایی ندارم ، تا کی می توانم با جدایی تو بسازم ؟ ساز و سامان شکیبایی و تاب و تحمّل صبر از تو در من نیست . [ برگ = ساز و نوا ، قدرت و توان / دستگاه = اسباب و قدرت / پایاب = بن و ته آب ، آبی که پای بر زمین آن رسد و  از آنجا پیاده توان گذشت ، بر خلاف غرقاب (لغت نامه) ، در این بیت کنایه از تاب و طاقت و توان ]

ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد / ترس تنهایی است ، ورنه ، بیم رسواییم نیست


بیم آن دارم که در اثر تنهایی کارم به رسوایی کشد . من  از تنها ماندن  ، هراسانم وگرنه از رسوا شدن بیمی به خود راه نمی دهم . [ ترسیدن = بیم داشتن / تنهایی = مطمئن بودن ]

مرد گستاخی نی ام تا جان در آغوشت کشم / بوسه بر پایت دهم چون دست بالاییم نیست


ای محبوب من ، من آدم بی پروایی نیستم تا گستاخانه تو را در آغوش کشم ، بلکه به دلیل اینکه قدرتی ندارم ، خاک پایت را می بوسم . [ گستاخ = بی پروا و بی باک / جان = تن و بدن (لغت نامه) / دست بالا = کنایه از برتر و بالاتر ، قدرت و نیرو ]

بر گُلت آشفته ام ، بگذار تا در باغ وصل / زاغ بانگی می کنم ، چون بلبل آواییم نیست


من بر چهرۀ گلگونت عاشقم . اجازه فرمای تکنون که قادر نیستم در باغ وصالت مثل بلبل نغمه سرایی کنم ، دست کم چونان زاغ بانگی برآورم . [ آشفته = شوریده و پریشان / زاغ بانگی کردن = آواز زاغ سر دادن / آوا = مخفف آواز ]

تا مصوّر گشت در چشمم خیال روی دوست / چشم خودبینی ندارم ، روی خودراییم نیست


از زمانی که خیال رخسارت در نظرم تجسّم یافته است ، چشم ودبینی ام بسته شده و طرز و روش خودخواهی و خودکامگی را ترک گفته ام . [ مصوّر گشتن = نقش بسته شدن ، به تصوّر آمدن / خیال = تصوّر چیزی در ذهن هنگامی که در پیش چشم نباشد ، تصویر معشوق / روی = راه و طریق ]

درد دُوری می کشم ، گرچه خراب افتاد ه ام / بار جَورت می برم ، گرچه تواناییم نیست


با وجود آنکه مست و مدهوش افتاده ام ، درد جدایی را تحمّل می کنم و با آنکه توانایی خود را از دست داده ام ، بار ستم تو را بر دوش می کشم . [ خراب افتادن = کنایه از مست و بی خود بودن ]

طبع تو سیر آمد از من ، جای دیگر دل نهاد / من که را جویم ک چون تو طبع هرجاییم نیست ؟


طبع و نهاد تو از من بیزار شد و به دیگری دل سپرد . من که نههادم مثل تو هر لحظه به دیگری میل نمی کند ، فقط تو را می خواهم و به دنبال کس دیگری نمی روم . [ طبع = خوی و سرشت / طبع هرجایی = خوی و طبع هوسباز / دل نهادن = کنایه از دل به کار بستن ، شیفته و عاشق شدن ]

سعدیِ آتش زبانم در غمت سوزان چو شمع / با همه آتش زبانی ، در تو گیراییم نیست


من ، سعدی ، شاعری هستم که زبانم چونان آتش می سوزاند و مؤثر است . امّا در اندوه تو همانند شمعی می سوزم و با تمام قدرت سوزندگی و تأثیری که در زبانم وجود دارد ، آتش سخنانم بر تو اثری نمی نهد . [ گیرایی = تأثیر و جذب / آتش زبان = کنایه از تیز زبان ، فصیح و بلیغ ]

شرح و تفسیر غزل 120                     شرح و تفسیر غزل 122

بخش خالی. برای افزودن محتوا صفحه را ویرایش کنید.

دکلمه غزل شماره 121 دیوان سعدی شیرازی

زندگینامه سعدی شیرازی

افصح المتکلّمین ، مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی ، یکی از ستارگان قَدَرِ اوّل آسمان شعر و ادب فارسی است . وی به تقریب در سال 606 هجری قمری در شیراز و در خانواده ای که به تعبیر خودش ، همه از عالمان دین بودند ، دیده به جهان گشود . در کودکی پدر را از دست داد و تحت سرپرستی و تربیت جدِ مادریش قرار گرفت …

متن کامل زندگینامه سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی

در میان آثار منظوم سعدی ، غزل هایش جایگاه ویژه ای دارد . بی تردید بخشی از شهرت سعدی از رهگذر سروده شدن این غزل ها تحقق یافته است . زیرا با مطالعه این سروده هاست که خواننده درمی یابد سعدی در یافته های عاطفی و احساسی خویش را در نهایت فصاحت و بلاغت به نظم کشیده و در اختیار مخاطب قرار داده است .

این غزل ها افزون بر جذابیت و دلفریبی و افزونی که در صورت آنها مشاهده می شود ، در بُعدِ معنایی آینه ای است از افکار انسان دوستانه ، عشق بع هستی و حیات بشری ، عنایت به عوالم روحانی و ماورایی ، تجربه های بشری که سعدی آنها را در سفرهایش و …

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح غزلهای سعدی – جلد اول و دوم – نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی و دکتر تورج عقدایی – انتشارات زوّار

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟