غزل شماره 68 دیوان سعدی شیرازی

شرح و تفسیر غزل شماره 68 دیوان سعدی شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر غزل شماره 68 دیوان سعدی شیرازی

شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : غزل شماره 68 دیوان سعدی شیرازی

دیوان سعدی شیرازی
متن کامل ابیات 1 الی 10

1) چشمت خوش است و بر اثر خواب خوشتر است / طعم دهانت از شکر ناب خوشتر است

2) زنهار از آن تبسّم شیرین که می کنی / کز خندۀ شکوفۀ سیراب خوشتر است

3) شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم / حاجت به شمع نیست ، که مهتاب خوشتر است

4) دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان / امشب نظر به روی تو از خواب خوشتر است

5) در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست / کَیمُختِ خارپشت ز سنجاب خوشتر است

6) ز آن سوی بحر آتش اگر خوانی ام به لطف / رفتن به روی آتشم از آب خوشتر است

7) ز آب روان و سبزه و صحرا و لاله زار / با من مگو که چشم در احباب خوشتر است

8) زهرم مده به دست رقیبان تندخوی / از دست خود بده که ز جُلّاب خوشتر است

9) سعدی دگر به گوشۀ وحدت نمی رود / خلوت خوش است و صحبت اصحاب خوشتر است

10) هر باب از این کتاب نگارین که برکنی / همچون بهشت گویی از آن باب خوشتر است

شرح و تفسیر غزل شماره 68 دیوان سعدی شیرازی

چشمت خوش است و بر اثر خواب خوشتر است / طعم دهانت از شکر ناب خوشتر است


چشمانت زیباست و هنگاهی که خواب آلوده باشد زیباتر است . طعم و مزۀ دهانت از شکر خالص هم نیکوتر و لذّت بخش تر است . [ خوش = زیبا / ناب = پاک و خالص ]

زنهار از آن تبسّم شیرین که می کنی / کز خندۀ شکوفۀ سیراب خوشتر است


پناه بر خدا از آن لبخند شکرین ، چرا که لبخند تو از شکفته شدن شکوفۀ آبدار و تازه هم زیباتر است . [ زنهار = شبه جمله به معنی امان و پناه / شکوفۀ سیراب = شکوفۀ پر آب و تازه و با طراوت ]

شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم / حاجت به شمع نیست ، که مهتاب خوشتر است


به خود گفتم شمعی برافروزم و چهره ات را در پرتو آن بنگرم ، امّا دریافتم که نیازی به افروختن شمع نیست . زیرا چهرۀ مهتابی تو زیباتر از روشنایی شمع است . [ برکردن = روشن کردن و افروختن ]

دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان / امشب نظر به روی تو از خواب خوشتر است


دیشب آرزو می کردم که لحظه ای به خواب خوش فرو روم ، امّا امشب نگریستن به روی تو را از خواب خوشتر می دارم . [ دوش = دیشب / نظر = نگاه ]

در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست / کَیمُختِ خارپشت ز سنجاب خوشتر است


بستری از چرم سخت و خاردار در خوابگاه عاشقی که محبوب در کنار اوست ، از بستر نرم برای او لذّت بخش تر است . [ کیمخت خارپُشت = پوست خشن و سفت ، پوست در هم کشیده و چین و چروک خورده / خارپُشت = جوجه تیغی / سنجاب = جانوری است بزرگتر از موش و کوچکتر از گربه ، مویش در نهایت نرمی و تازگی و از پوست آنها پوستین گران بها سازند (لغت نامه)]

ز آن سوی بحر آتش اگر خوانی ام به لطف / رفتن به روی آتشم از آب خوشتر است


اگر از آن سوی دریای آتش مرا از سر لطف صدا بزنی ، به شوق می آیم ، زیرا بر روی آتش رفتن برایم از در آب بودن لذّت بخش تر است .

ز آب روان و سبزه و صحرا و لاله زار / با من مگو که چشم در احباب خوشتر است


از زیبایی های آب جاری و سبزه زاران و دشت و لاله زار با من سخن مگوی که نگریستن به دوستان و معشوقگان برای من از زیبایی های طبیعت لذّت بخش تر است . [احباب = جمع حبیب ، دوستان و یاران ]

زهرم مده به دست رقیبان تندخوی / از دست خود بده که ز جُلّاب خوشتر است


ای محبوب من ، به من از دست نگهبانان تندخوی زهر مده . زهر را با دستان خود به من بنوشان که در آن صورت از شربت گلاب هم خوشگوارتر است . [ رقیبان = جمع رقیب ، نگهبان و مراقب ، کسی که مواظبِ معشوق است و عاشق را از او دور می کند ، معمولاََ دایۀ دختر این نقش را بر عهده داشت و گاهی هم عاشق و معشوق از غفلتِ رقیب استفاده کرده و با اشاراتِ چشم و ابرو ، قول و قرار می گذاشتند و سخنان خود را به یکدیگر می گفتند / جُلّاب = معرّب گلاب ، شربتی که از قند و گلاب سازند و ایرانیان آن را به معنی مطلق شربت به کار می برند . ]

سعدی دگر به گوشۀ وحدت نمی رود / خلوت خوش است و صحبت اصحاب خوشتر است


سعدی دیگر به گوشۀ تنهایی پناه نمی برد . زیرا هر چند تنهایی خوش است ، ولی همنشینی با دوستان خوشتر است . [ خلوت = عزلت و گوشه نشینی / صحبت = مصاحبت و همنشینی / اصحاب = جمع صاحب ، دوستان و یاران ]

هر باب از این کتاب نگارین که برکنی / همچون بهشت گویی از آن باب خوشتر است


هر فصلی از این کتاب پر نقش و نگار و زیبا را که از برکنی و به خاطر بسپاری ، یا ورق بزنی ، گویی یکی از درهای بهشت است که می گشایی و خواهی دید که هر دری از در دیگر یا هر فصلی از فصل دیگر بهتر است . [ باب (مصراع اوّل) = فصل و قسمت / باب (مصراع دوم) = در / نگارین = زیبا و خوش / برکردن = حفظ کردن و به خاطر سپردن / کتاب نگارین = کنایه از کتاب غزلیان زیبای سعدی ]

شرح و تفسیر غزل 67                     شرح و تفسیر غزل 69

بخش خالی. برای افزودن محتوا صفحه را ویرایش کنید.

دکلمه غزل شماره 68 دیوان سعدی شیرازی

زندگینامه سعدی شیرازی

افصح المتکلّمین ، مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی ، یکی از ستارگان قَدَرِ اوّل آسمان شعر و ادب فارسی است . وی به تقریب در سال 606 هجری قمری در شیراز و در خانواده ای که به تعبیر خودش ، همه از عالمان دین بودند ، دیده به جهان گشود . در کودکی پدر را از دست داد و تحت سرپرستی و تربیت جدِ مادریش قرار گرفت …

متن کامل زندگینامه سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی

در میان آثار منظوم سعدی ، غزل هایش جایگاه ویژه ای دارد . بی تردید بخشی از شهرت سعدی از رهگذر سروده شدن این غزل ها تحقق یافته است . زیرا با مطالعه این سروده هاست که خواننده درمی یابد سعدی در یافته های عاطفی و احساسی خویش را در نهایت فصاحت و بلاغت به نظم کشیده و در اختیار مخاطب قرار داده است .

این غزل ها افزون بر جذابیت و دلفریبی و افزونی که در صورت آنها مشاهده می شود ، در بُعدِ معنایی آینه ای است از افکار انسان دوستانه ، عشق بع هستی و حیات بشری ، عنایت به عوالم روحانی و ماورایی ، تجربه های بشری که سعدی آنها را در سفرهایش و …

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح غزلهای سعدی – جلد اول و دوم – نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی و دکتر تورج عقدایی – انتشارات زوّار

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟