شرح و تفسیر غزل شماره 28 دیوان سعدی شیرازی

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۸ دیوان سعدی شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۸ دیوان سعدی شیرازی

شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : شرح و تفسیر غزل شماره ۲۸ دیوان سعدی شیرازی

دیوان سعدی شیرازی
متن کامل ابیات ۱ الی ۹

۱) سرمست درآمد از خرابات / با عقلِ خراب در مناجات

۲) بر خاک فکنده خرقۀ زهد / و آتش زده در لباسِ طامات

۳) دلبردۀ شمعِ مجلسِ او / پروانه به شادی و سعادات

۴) جان در ره او به عجز می گفت / کای مالکِ عرصۀ کرامات

۵) از خونِ پیاده ای چه خیزد ؟ / ای بر رخِ تو هزار شه مات

۶) حقّا و به جانت ار توان کرد / با تو به هزار جان ملاقات

۷) گر چشمِ دلم بصبر بودی / جز عشق ندیدمی مُهمّات

۸) تا باقی عُمر بر چه آید ؟ / بر باد شد آنچه رفت هیهات

۹) صافی چو بشد به دَور ، سعدی / زین پس من و دُردیِ خرابات

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۸ دیوان سعدی شیرازی

سرمست درآمد از خرابات / با عقلِ خراب در مناجات


او از خرابات مست بیرون آمدو با خِرَدِ تباه شده از مستی ، به مناجات و راز گویی ایستاد . [ سرمست = بی خویش و مدهوش / خرابات = در لغت به معنی میخانه و فاحشه خانه و قمارخانه است . و در اصطلاح صوفیه عبارت است از خراب شدن صفاتِ بشریه و فانی شدن وجودِ جسمانی / خراباتی = مرد کامل که از او معارفِ الهیه بی اختیار صادر شود / عقل خراب = عقل مست شده از باده / مناجات = نجوا و گفتگو کردن ]

بر خاک فکنده خرقۀ زهد / و آتش زده در لباسِ طامات


او پشیمنۀ پارسایی را بر خاک می افکند و لاف و گزاف و ادعای کشف و کرامات را مانند جامه ای به آتش می کشد . [ خرقه = درلغت به معنی پاره و قطعه ای از جامه و گاه تمام آن است و در اصطلاح صوفیه ، به جامه ای پشمین که غالباََ از پاره های به هم دوخته فراهم آمده است . در ترجمه فرهنگ البسۀ ، در مورد کلمۀ خرقه چنی آمده است . خرقه به معنای لباس یا ردای خشنی است که در شرق ، فقیران و صوفیان بر تن می کنند / طامات = در اصطلاح یعنی ادّعاهای بزرگ و دعوی کرامات و خوارق که سخت عجیب و نادر نماید / آتش در چیزی زدن = کنایه از نابود ساختن و از بین بردن است ]

دلبردۀ شمعِ مجلسِ او / پروانه به شادی و سعادات


پروانه به شادمانی و خوشبختی ، عاشق و شیفتۀ محفل او گشته است . [ دلبرده = کنایه از شیفته و عاشق است ]

جان در ره او به عجز می گفت / کای مالکِ عرصۀ کرامات


دل که از سلوک در راه عشق ناتوان شده بود . به زبان حال می گفت : ای صاحب قلمروِ کرامت و بزرگواری ها و کشف و شهود . [ عرصه = میدان / کرامات = جمع کرامت ، شرح بیت ۶ از غزل ۱۲ ]

از خونِ پیاده ای چه خیزد ؟ / ای بر رخِ تو هزار شه مات


در عرصۀ شطرنج عشقِ تو که هزار شاه در مقابل رُخت سرگردان و مات می شوند . ریختن خونِ پیاده ای ضعیف چه لطفی برای تو دارد . [ چه خیزد = حاصل و سودی ندارد / مات = در اصطلاح شطرنج بازان ، گرفتار و مقیّد شدن شاه شطرنج است و باختن در بازی شطرنج که شاه از حرکت باز می ماند . ( لغت نامه ) ]

حقّا و به جانت ار توان کرد / با تو به هزار جان ملاقات


حقیقتاََ به جانت سوگند می خورم که اگر عاشق ، هزار جان داشته باشد . نمی تواند با نثارِ آنها به پایت ، به دیدار تو نائل آید . در حالی که من جانی بیش ندارم . [ حقا = حقیقتاََ ، یقیناََ / به جانت = قسم به جان تو ]

گر چشمِ دلم بصبر بودی / جز عشق ندیدمی مُهمّات


اگر دلم شکیبا می بود هیچ کاری جز عشق را مهم نمی پنداشت . [ بصبر = صفت است به معنی شکیبا / مهمّات = جمع مهم به معنی کارهای لازم و ضروری ]

تا باقی عُمر بر چه آید ؟ / بر باد شد آنچه رفت هیهات


افسوس آنچه از عمر گذشت بیهوده بر باد رفت . تا بنگریم که بقیه چون پیش آید و بگذرد . [ هیهات = شرح بیت ۱۰ از غزل ۱۷ / بر باد شدن = کنایه از فانی و نابود شدن است ]

صافی چو بشد به دَور ، سعدی / زین پس من و دُردیِ خرابات


ای سعدی ، چون با گذشتِ روزگاران و یا در دَورِ می خواران ، می صافی نوشیده شد و به پایان آمد . از این پس ، من دُردی های خرابات را که لایقِ صافی ضمیران است می نوشم . [ صاف = شرابِ پاکیزۀ سَرِ خُم که به دُرد آمیخته نباشد / دُرد = گل و لای تهِ شراب که شراب خواران کم بضاعت به بهای کم می نوشند و مستی آن بیشتر است ]

زنگینامه سعدی شیرازی

افصح المتکلّمین ، مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی ، یکی از ستارگان قَدَرِ اوّل آسمان شعر و ادب فارسی است . وی به تقریب در سال ۶۰۶ هجری قمری در شیراز و در خانواده ای که به تعبیر خودش ، همه از عالمان دین بودند ، دیده به جهان گشود . در کودکی پدر را از دست داد و تحت سرپرستی و تربیت جدِ مادریش قرار گرفت …

متن کامل زندگینامه سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی

در میان آثار منظوم سعدی ، غزل هایش جایگاه ویژه ای دارد . بی تردید بخشی از شهرت سعدی از رهگذر سروده شدن این غزل ها تحقق یافته است . زیرا با مطالعه این سروده هاست که خواننده درمی یابد سعدی در یافته های عاطفی و احساسی خویش را در نهایت فصاحت و بلاغت به نظم کشیده و در اختیار مخاطب قرار داده است .

این غزل ها افزون بر جذابیت و دلفریبی و افزونی که در صورت آنها مشاهده می شود ، در بُعدِ معنایی آینه ای است از افکار انسان دوستانه ، عشق بع هستی و حیات بشری ، عنایت به عوالم روحانی و ماورایی ، تجربه های بشری که سعدی آنها را در سفرهایش و …

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح غزلهای سعدی – جلد اول و دوم – نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی و دکتر تورج عقدایی – انتشارات زوّار

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟