شرح و تفسیر غزل شماره 22 دیوان سعدی شیرازی

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۲ دیوان سعدی شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۲ دیوان سعدی شیرازی

شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : شرح و تفسیر غزل شماره ۲۲ دیوان سعدی شیرازی

دیوان سعدی شیرازی
متن کامل ابیات ۱ الی ۹

۱) من بدین خوبیّ و زیبایی ندیدم روی را / وِاِین ولّاویزیّ و دلبندی نباشد موی را

۲) روی اگر پنهان کند سنگین دل و سیمین بدن / مُشک ، غمّاز است ، نَتواند نهفتن بوی را

۳) ای موافق صورت و معنی که تا چشم من است / از تو زیباتر ندیدم روی و خوشتر خوی را

۴) گر به سر می گردم از بیچارگی ، عیبم مکن / چون تو چوگان می زنی ، جرمی نباشد گوی را

۵) هر که را وقتی دَمی بوده ست و دردی سوخته ست / دوست دارد نالۀ مستان و ها یا هوی را

۶) ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق / کنج خلوت ، پارسایان سلامت جوی را

۷) بوستان را هیچ دیگر درنمی یابد به حُسن / بلکه سروی چون تو می باید کنار جوی را

۸) ای گلِ خوشبوی ، اگر صد قرن باز آید بهار / مثلِ من دیگر نبینی بلبلِ خوش گوی را

۹) سعدیا ، گر بوسه بر دستش نمی یاری نهاد / چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۲ دیوان سعدی شیرازی

من بدین خوبیّ و زیبایی ندیدم روی را / وِاِین ولّاویزیّ و دلبندی نباشد موی را


من هیچ رویی را تا بدین حد ظریف و زیبا ندیده ام و نیز هیچ مویی این قدر دلخواه و دوست داشتنی نیست . [ دلبندی = اسیر کنندگی و پای بندی دل ]

روی اگر پنهان کند سنگین دل و سیمین بدن / مُشک ، غمّاز است ، نَتواند نهفتن بوی را


اگر یار سنگدلِ سیمین تن چهرۀ خود را بپوشاند ، باز هم زیبایی او آشکار خواهد شد . همچنان که مُشک ، پرده دَر است و نمی تواند بوی خوش خود را پنهان نگه دارد . [ مُشک = ماده ای است سیاه رنگ که در زیرِ شکم جنس نرِ آهوی خُتن قرار دارد و بسیار خوشبو و معطر است / غمّاز = سخن چین و پرده در ]

ای موافق صورت و معنی که تا چشم من است / از تو زیباتر ندیدم روی و خوشتر خوی را


ای کسی که بیرون و درونت سازگارند و جمال صورت و سیرت را جمع داری . از هنگامی که چشم من دیدن آغاز کرده است ، رویی زیباتر از روی تو و حقیقتی پسندیده تر از خصائل تو ندیده ام . [ موافق صورت و معنی = آنکه درون و بیرونش سازگار است / صورت و معنی = ظاهر و باطن / خوی = خصلت ]

گر به سر می گردم از بیچارگی ، عیبم مکن / چون تو چوگان می زنی ، جرمی نباشد گوی را


اگر من در اثر ناچاری و درماندگی سرگشته و سرگردانم . بر من خرده مگیر ، آنجا که تو چوگان می زنی و گوی ناگزیر است بگردد ، گناهِ سرگشتگی به گوی باز نمی گردد . همچنان که من همانند گوی سرگشتۀ چوگانِ عشق توام . [ چوگان و گوی = شرح بیت ۱ غزل ۱۷ ]

هر که را وقتی دَمی بوده ست و دردی سوخته ست / دوست دارد نالۀ مستان و ها یا هوی را


کسی که روزگاری در اثر عاشقی نفسی گرم داشته و درد و سختی او را سوزانیده باشد ، نالۀ مستان و شور و غوغای آنان را دوست دارد . [ دَم = آه ، درد ( شرح بیت ۸ غزل ۱۷ ) / سوخته است = در اینجا یعنی سوزانیده است / ها یا هوی = هیاهو ، شور و غوغا ، بانگ و فریاد ]

ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق / کنج خلوت ، پارسایان سلامت جوی را


در بازار عشق و عاشقی سرزنش را با دادن جان می طلبیم . بگذار تا پرهیزگاران عاقبت خواه باشند .

بوستان را هیچ دیگر درنمی باید به حُسن / بلکه سروی چون تو می باید کنار جوی را


بوستان برای زیبایی خود به چیزی نیازمند نیست ، مگر آنکه سروی چون تو در لب جویبار آن بنشیند . [ دربایستن = لازم و ضروری بودن ، لایق و سزاوار بودن ]

ای گلِ خوشبوی ، اگر صد قرن باز آید بهار / مثلِ من دیگر نبینی بلبلِ خوش گوی را


ای معشوق زیبا و بویای من ، اگر هزاران سال بهار تجدید شود . دیگر کسی را مانند من خوش بیان و نغمه سرای نخواهی دید .

سعدیا ، گر بوسه بر دستش نمی یاری نهاد / چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را


ای سعدی ، اگر نمی توانی بر دستش بوسه زنی ، چاره آن است که دست کم روی خویش را بر پایش بمالی . [ یارستن = توانستن ]

زنگینامه سعدی شیرازی

افصح المتکلّمین ، مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی ، یکی از ستارگان قَدَرِ اوّل آسمان شعر و ادب فارسی است . وی به تقریب در سال ۶۰۶ هجری قمری در شیراز و در خانواده ای که به تعبیر خودش ، همه از عالمان دین بودند ، دیده به جهان گشود . در کودکی پدر را از دست داد و تحت سرپرستی و تربیت جدِ مادریش قرار گرفت …

متن کامل زندگینامه سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی

در میان آثار منظوم سعدی ، غزل هایش جایگاه ویژه ای دارد . بی تردید بخشی از شهرت سعدی از رهگذر سروده شدن این غزل ها تحقق یافته است . زیرا با مطالعه این سروده هاست که خواننده درمی یابد سعدی در یافته های عاطفی و احساسی خویش را در نهایت فصاحت و بلاغت به نظم کشیده و در اختیار مخاطب قرار داده است .

این غزل ها افزون بر جذابیت و دلفریبی و افزونی که در صورت آنها مشاهده می شود ، در بُعدِ معنایی آینه ای است از افکار انسان دوستانه ، عشق بع هستی و حیات بشری ، عنایت به عوالم روحانی و ماورایی ، تجربه های بشری که سعدی آنها را در سفرهایش و …

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح غزلهای سعدی – جلد اول و دوم – نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی و دکتر تورج عقدایی – انتشارات زوّار

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟