تفسیر و لعترفنهم فی لحن القول | شرح و تفسیر

تفسیر و لعترفنهم فی لحن القول | شرح و تفسیر در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

تفسیر و لعترفنهم فی لحن القول | شرح و تفسیر

شاعر : مولانا جلال الدین محمد بلخی

کتاب : مثنوی معنوی

قالب شعر : مثنوی

آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر سوم ابیات 790 تا 796

نام حکایت : افتادن شغال در خم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاووسی او

بخش : 6 از 7 ( تفسیر و لعترفنهم فی لحن القول )

مثنوی معنوی مولوی

خلاصه حکایت افتادن شغال در خم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاووسی او

شغالی درونِ خمره ای از رنگ های گونه گون می رود . وقتی از آن بیرون می آید پوستی رنگین پیدا می کند و به دیگر شغال ها ناز و فخر می فروشد که : بله ، من یک طاووسِ بهشتی ام . من شغال نیستم . شغالان بدو می گویند : حال که رنگِ طاووسانِ گلستان به خود بسته ای ، آیا بانگِ طاووسان نیز داری و یا همچنان زوزه برمی کشی ؟ بدین سان…

متن کامل « حکایت افتادن شغال در خم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاووسی او » را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید .

متن کامل اشعار تفسیر و لعترفنهم فی لحن القول

ابیات 790 الی 796

790) گفت یزدان مر نبی را در مَساق / یک نشانی سهل تر ز اهلِ نفاق

791) گر منافق زَفت باشد نغز و هَول / واشناسی مَر وَرا در لحن و قول

792) چون سفالین کوزه ها را می خری / امتحانی می کنی ای مُشتری

793) می زنی دستی بر آن کوزه چرا ؟ / تا شناسی از طَنین ، اِشکسته را

794) بانگِ اِشکسته دگرگون می بود / بانگِ چاووش ست پیشش می رود

795) بانگ می آید که تعریفش کند / همچو مصدر ، فعل تصریفش کند

796) چون حدیثِ امتحان ، رویی نمود / یادم آمد قصۀ هاروت زود

شرح و تفسیر و لعترفنهم فی لحن القول

گفت یزدان مر نبی را در مَساق / یک نشانی سهل تر ز اهلِ نفاق


خداوند در قرآن کریم نشانه ای ساده تر از منافقان به پیامبر (ص) نشان داد . [ مساق = به معنی راندن چهارپایان از پشت و یا جایگاه راندن ( المنجد ، ص 363 ) و نیز به معنی نقل کردن آمده است ، چنانکه «سوق حدیث» به معنی نقل روایت است . در اینجا منظور قرآنِ کریم است ( شرح مثنوی ولی محمد اکبرآبادی ، دفتر سوم ، ص 33 )  عنوان این بخش ، قسمتی از آیه 30 سورۀ محمّد (ص) است که می فرماید : « اگر خواهیم آنان (منافقان) را به تو بنمایانیم ، تا شناسی شان به رخسارشان و به راستی شان در هنجار گفتار . و خدای داند گردار شما » ]

گر منافق زَفت باشد نغز و هَول / واشناسی مَر وَرا در لحن و قول


اگر آدمِ منافق بر حسبِ صورت و ظاهر ، درشت و جالب و با هیبت باشد . تو او را از هنجارِ گفتارش بازخواهی شناخت . [ مولانا در جایی گفته است که زبان ، همانند پرده ای است که بر تاریکنایِ درونِ آدمی آویخته است . تا وقتی که ساکن و خموش است ، رازِ درونِ او مستور است امّا همینکه به حرکت درآید خانۀ درونِ او هویدا می شود . ]

چون سفالین کوزه ها را می خری / امتحانی می کنی ای مُشتری


ای خریدار ، هر گاه می خواهی کوزه های سُفالی خریداری کنی . آن را امتحان می کنی .

می زنی دستی بر آن کوزه چرا ؟ / تا شناسی از طَنین ، اِشکسته را


چرا به آن کوزه ها با دست ضربه ای می زنی ؟ برای اینکه از نوعِ طنینِ صدا در کوزه ها ، سالم را از شکسته بازشناسی . [ مضمون کلام امیرالمومنین (ع) « همان سان که آوندهای سفالین با طنینِ صدا می آزمایند تا سالمِ آن را از شکستۀ آن بازشناسند . گوهرِ آدمی نیز توسطِ گفتارش شناخته شود » ( احادث مثنوی ، ص 76 ) ]

بانگِ اِشکسته دگرگون می بود / بانگِ چاووش ست پیشش می رود


زیرا صدای کوزۀ شکسته یک طورِ دیگر است و صدای کوزۀ سالم طوری دیگر ، صدا در حکمِ پیشرو و جلودارِ کوزه است یعنی چگونگی کوزه را به مشتری نشان می دهد . [ چاووش = پیشرو کاروان ، کسی که پیشاپیشِ قافله حرکت می کند . ]

بانگ می آید که تعریفش کند / همچو مصدر ، فعل تصریفش کند


صدایی که به گوش می رسد ، احوالِ درون را می شناساند . مانند مصدر که فعل ، آن را صرف می کند . [ مصدر = در لغت به معنی محلِ بازگشت و جای صادر شدن است . ولی در اصطلاحِ علمِ صرف ، اسمی است که فعل از آن مشتق مشود . همانطور که افعال و سایر اسامی از مصدر نشأت می گیرند ، افعال و اقوالِ آدمیان نیز از مصدرِ روح و قلبشان ناشی می شود . ]

چون حدیثِ امتحان ، رویی نمود / یادم آمد قصۀ هاروت زود


اینک که سخن از امتحان الهی در میان آمد . بی درنگ یادِ قصۀ هاروت افتادم . [ همانسان که گفته آمد ، مولانا حکایات را به اقتضای معانی و مقاصدِ عرفانی خود می آورد . از اینرو معمولا حکایات را در دلِ یکدیگر نقل می کند . ]

دکلمه تفسیر و لعترفنهم فی لحن القول

خلاصه زندگینامه مولانا جلال الدین محمد بلخی

سرزمین ایران از دیرباز مهد تفکرات عرفانی بوده است . از این رو در طی قرون و اعصار ، نام آورانی بی شمار در عرصه عرفان و تصوف در دامن خود پرورش داده است . یکی از این بزرگان نام آور ، حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی است که به ملای روم و مولوی رومی آوازه یافته است . او در ششم ربیع الاول سال 604 هجری قمری در بلخ زاده شد . پدر او محمدحسین  خطیبی است که به بهاءالدین ولد معروف شده است و نیز او را با لقب سلطان العلما یاد کرده اند . بهاء ولد از اکابر صوفیه و اعاظم عرفا بود و خرقه او به احمد غزالی می پیوست و در علم عرفان و …

متن کامل زندگینامه مولانا جلال الدین بلخی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

خلاصه معرفی کتاب مثنوی معنوی مولوی

مثنوی معنوی کتابی تعلیمی و درسی در زمینه عرفان ، اصول تصوف ، اخلاق ، معارف و …است . مولانا بیشتر به خاطر همین کتاب شریف معروف شده است . مثنوی معنوی دریای ژرفی است که می توان در آن غواصی کرد و به انواع گوهرهای معنوی دست یافت با آنکه تا آن زمان کتابهای ارزشمند و گرانقدری نظیر منطق الطیر عطار نیشابوری و حدیقت الحقیقت سنائی و گلشن راز شبستری از مهمترین و عمیق ترین کتب عرفانی و صوفیانه به شمار می رفتند ولی با ظهور مثنوی معنوی مولانا و جامعیت و ظرافت و نکته های باریک و …

متن کامل معرفی جامع کتاب مثنوی معنوی مولوی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح جامع مثنوی معنوی – دفتر سوم – تالیف کریم زمانی – انتشارات اطلاعات

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟