شرح و تفسیر غزل شماره 1 دیوان حافظ شیرازی

شرح و تفسیر غزل شماره 1 دیوان حافظ شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر غزل شماره 1 دیوان حافظ شیرازی

شاعر : شمس الدین محمد حافظ شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : دیوان اشعار حافظ شیرازی غزل شماره 1

دیوان حافظ شیرازی
متن کامل ابیات 1 الی 7

1) الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناول ها / که عشق آسان نمد اول ولی افتاد مشکل ها

2) به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید / زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها

3) مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم / جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها

4) به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید / که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها

5) شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما ، سبکباران ساحل ها

6) همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر / نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها

7) حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظ / متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهمل ها

شرح و تفسیر غزل شماره 1 دیوان حافظ شیراز ی

الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها


ساقی ، باده به یک یک اهل مجلس بده و آن وقت به من بده زیرا عشق جانان در ابتدا به نظر ساده آمد اما در آخر مشکلات زیادی در آن پیدا شد . [ زیرا به کسی که دل دادی و عشق ورزیدی ابتدا نسبت به تو انواع ملایمات را نشان می دهد اما بعد شروع می کند به استغنا ، عاشق بیچاره هم تحمل استغنا را نیاورده . برای تسلی آلام درونی خود گاه به باده و زمانی به افیون و قهوه مبتلا می شود که اندکی دل دیوانه خود را آرام کند . ( اَدِر = به گردش درآوردن ، کاس = جام ، ناول = به کسی دادن ) ]

به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید / زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها


به سبب بوی خوش یا به امید بوی مشک که صبا آن را از زلف پر چین و شکن یا از طره تابدار جانان می آورد چه خون ها که در دلها افتاد . یعنی دلها را پر از خون کرد و سبب خون شدن دلها انتظار طولانی است . چه صبا در گشودن پیچ و تاب زلف مجعد جانان درنگ می کند و باعث اضطراب خاطر عشاق می گردد . [ جعد = موی مجعد یعنی مویی که به شکل جلقه زنجیر باشد . تاب = در اینجا به معنی چین و شکن است . نافه = نافه مشک یعنی غلاف مشک ]

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم / جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها


در منزل جانان برای من زندگی راحت وامن چگونه میسر است یعنی میسر نیست چونکه هر آن و هر نفس ، جرس آگاه می کند که بارهایتان را بربندید و هر چه زودتر به جانان واصل شوید ک فرصت غنیمت است . [ جرس = زنگ البته از نوعی که به گردن شترها می بندند ]

منزل ، محل نزول یا خانه و مسکن ، به قیاس منزلها که در بیت بعد آمده ، اینجا نیز مرادش منازل است و لکن به ضرورت وزن شعر به صورت مفرد بیان کرده است . زیرا که راه وصول به جانان منحصر به یک راه نمی شود بلکه منازل متعدد لازم است . به این معنی که عاشق برای وصول به جانان باید رنج و محنت زیاد بکشد و مراحل سخت بگذراند تا قدر وصل معشوق را بداند و کمر به خدمتش بربندد .

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید / که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها


اگر پیر مغان یعنی باده فروش به تو گوید که اسباب عبادت و سجاده را با شراب آلوده کن . سخنش را قبول کن و اوامر او را به جا بیاور . زیرا که پیر مغان ، سالک مرتاص طریق باده نوشان است و از عادات و رسوم میخانه ها بی خبر نیست . چه هر روز عرفای کاملی را به سر منزل مقصود راهنمایی می کند و از رسوم رندان کاملا آگاه می باشد و طبیعت و مشرب همه سالکین را خوب شناخته است . پس پیروی و اطاعت از اوامر او لازم و ضروری است و تخلف از دستورات وی موجب ندامت جبران ناپذیر می گردد . زیرا در امر ندامت خماری حکمت عظیم وجود دارد که آن حکمت را فقط پیر و امثال او می داند . [ مغان = جمع مغ به معنی کشیش و متصدی آتش و مطلقاََ به کافر ، مغ گویند . و مراد از پیر مغان ، بزرگ و رئیس مغان است . ]

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما ، سبکباران ساحل ها


ظلمت شب هجران و ترس از رقیب و خوف غرق شدن در گرداب فراق ابدی . این است وضع و حال ما ، پس کسانی که به ساحل وصال رسیده اند . دیگر نه غم اغیار دارند و نه خوف انفصال از معشوق . پس چگونه می توانند حال ما را دریابند . [ بیم = خوف و ترس ، گرداب = محلی که آب به دور خود می چرخد ، هایل = مشتق از هول به معنای ترس ، سبکبار = کنایه از اشخاص آسوده و بی خیال ]

همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر / نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها


چون تمام افعال و اعمالم به مقتضای میل و مراد و خواهش دل خودم بوده . یعنی متوجه حصول مراد و دلخواه خودم بودم و مقید حصول مراد جانان نبودم  و پیوسته حصول مرادجانان را بر مراد و میل خودم مقدم نمی دیدم . این است که بالآخره کارم به رسوایی و بدنامی منحر شد . [ خودکام = کسی که همه کارها را به مقتضای میل و مطابق دلخواه خود انجام دهد . بدنام = رسوا ]

منظور بیت : مقتضای عشق و محبت بدست آوردن خاطر جانان است و برای نیل به این مقصود باید مال و جان را ترک گفته و خدماتی که شایسته مقام جانان باشد با کمال رعایت ادب به جا آورد . حتی به موقع باید از اقارب و متعلقات هم چشم پوشید . خلاصه برای تقرب به درگاه دولت و سدّۀ سعادت جانان باید التزام آستان جانان را همیشه رعایت کرد . پس مصراع دوم را ضرب المثل برای مضمون مصراع اول آورده و می گوید : کی مخفی می ماند سِرّی که آن را در مجمع و محافل گویند یعنی البته نمی ماند . هلالی در این باره گوید : بعد از این راز هلالی نتوان ساخت نهان / که به هر خلوت ازو انجمنی ساخته اند . 

حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظ / متی ما تلق من تهوی وع الدنیا و اهمل ها


ای حافظ اگر می خواهی به آنچه که دوست داری برسی . دنیا ترک کن یعنی در راه وصل معشوق همه چیز خود را بذل کن و در راه خدمتش صرف نمای . چه مراد از ترک دنیا ، ترک اموال و اسباب و بطورکلی علایق دنیوی است . زیرا بزرگترین وسیله وصل معشوق ، گذشت از مال و پس از آن بذل نفس است و کسی که از این دو صرف نظر نماید شایسته خدمت می باشد و از این ها که بگذریم آن وقت مقام علم است و معرفت . و در یک کلام ، اگر طالب آسایشی ای حافظ ازو غافل مشو . [ تلق = کسی را دیدن ، تهوی = دوست داشتن ، دع =  ترک کردن ، اهمل = فراموش کردن چیزی ]

دکلمه غزل شماره 1 دیوان حافظ شیراز ی

دکلمه غزل شماره 1 دیوان حافظ شیراز ی

زنگینامه شمس الدین محمد حافظ شیرازی

به اتفاق تذکره نویسان لقب اصلی او شمس الدین است و آن از بیت ذیل که از قطعه در تاریخ وفات اوست برمی آید :

به سوی جنت اعلی روان شد / فرید عهد ، شمس الدین محمد

نویسنده مقدمۀ دیوان حافظ او را «شمس الملة و الدین» یاد کرده و یکی از دیوانهای چاپی حافظ «شمس الدین والدنیا» نوشته ، بدیهی است که لقب او همان شمس الدین بوده و «ملت» و «دنیا» زائد است .

پس از وفات او اهلِ ذوق و عرفان وی را با القاب ذیل خوانده و ستوده اند .

بلبل شیراز ، لسان الغیب ، خواجۀ عرفان ، خواجه شیراز ، ترجمان الحقیقت ، کاشف الحقایق ، ترجمان الاسرار ، مجذوب سالک ، ترجمان السان و غیره . نام وی به اتفاق همه صاحبان تذکره ، محمد است و آن از بیت ذیل که از قطعه در تاریخ وفات اوست ، تایید می شود .

یگانه سعدی ثانی ، محمدِ حافظ / از این سراچه فانی به دارِ راحت رفت

تخلص خواجه ، حافظ است . و …

متن کامل زندگینامه شمس الدین محمد حافظ شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب دیوان اشعار حافظ شیرازی

ا

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار حافظ شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح سودی بر حافظ – جلد اول – ترجمۀ عصمت ستارزاده – انتشارات نگاه

Tags:
14s یادداشت ها
  1. مینو 2 سال پیش

    سلام و عرض ادب
    اولین بار است که به این سایت مراجعه کردم و تمام موارد و چه بسا بیشتر از انچه میخواستم دریافت کردم. از شما کمال تشکر را دارم.

  2. محبوبه عباسی 2 سال پیش

    واقعاااااممنون وخسته نباشید به خصوص مفسر عزیز که درهای متفاوتی از شعر حافظ رابرای ما جوانان باز کردند

  3. محمد حسن حیدری 2 سال پیش

    سلام و وقت بخیر ، بسیار سپاسگزارم که این مجموعه ارزشمند را تهیه کرده اید امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید

  4. محمود معصومی 2 سال پیش

    باسلام از جمع آوری چنین مجموعه ای کامل و شامل کمال سپاس و امتنان دارم واقعا بهجت آور است دیوان شاعران دیگر نیز اضافه شد بسی مایه اکمال است

  5. علی 1 سال پیش

    سپاس فراوان
    امیدوارم پایدار باشید و شرح غزلیات باقی‌مانده‌ی حافظ را تا آخرین غزل به وبگاه خود اضافه کنید.

  6. حسین 1 سال پیش

    سلام
    در شرح بیت 5- آیا ممکن است کسی که راهی رفته و به پایان خط رسیده از احوالات تازه کارها که در ابتدای راه هستند بیخبر باشد.

  7. سارا 1 سال پیش

    سلام و خسته نباشيد
    سايت خيلى خوبه كلى گشتم تا بتونم جايى پيدا كنم تا راحت معانى اشعار رو داشته باشه فقط هر چى ميگردم اشعار حافظ انگار كامل نيست شايدم من نمى تونم پيداشون كنم ميتونين راهنمايى كنيد.
    تشكر

    • نویسنده
      فقیه 1 سال پیش

      سلام . خوشحالم از اینکه این سایت را برای مطالعه خود انتخاب کردید . 57 غزل اول دیوان حافظ کامل است و به یاری خدا به مرور بقیه نیز آماده خواهد شد .

      در منوی بالای صفحه اصلی سایت ابتدا آیتم شرح و تفسیر شعر را انتخاب و سپس شرح و تفسیر دیوان حافظ را انتخاب کنید . منوی غزلیات حافظ در دسته های ده تایی ظاهر می شود .

  8. مژگان 6 ماه پیش

    سلام
    خیلی ممنون. کار بسیار ارزشمندی انجام دادید. خیلی لذت بردم.

  9. امیر 6 ماه پیش

    ممنون از سایت خوبتون

  10. فرشته 5 ماه پیش

    سلام
    چقدر ذوق کردم از دیدن چنین سایتی! بر دوام و برقرار باشید به خواست خدا 🙂

    بیت آخر، دع الدنیا و اهملها. اشتباها به جای دع (وداع کن. ترک کن) وع ثبت شده.

  11. منصور 5 ماه پیش

    منصور
    ببخشید اگر نقد میکنم. این شرح بدترین و ناقص ترین تفسیری بود که تا بحال خواندم.
    هیچ یک از برداشت ها درست نیست و در شان شاعر بزرگی چون حافظ نیست که چنین مفاهیمی را به شعر بگوید.
    انتظار میرود کمی هم خودمان تامل داشته باشیم.

    • نویسنده
      فقیه 5 ماه پیش

      سلام دوست عزیز ، از نقد و نظر شما سپاسگزارم . به نظر اینجانب هم شرح سودی ، شرح رسا و جامعی نیست . شاید به این دلیل که ایشان فارسی زبان نمی باشند و نوشته ایشان ترجمه شده است . به هر حال به همین دلیل اینجانب مدتی است که دیگر از این شرح استفاده نکرده ام . به دنبال شرحی جامع از خواجه شیراز می باشم تا مجدداََ ادامه دهم . مجدداََ از نقد شما تشکر می کنم . موفق باشید .

  12. مجید فلاح 3 ماه پیش

    عرض ادب و سلام و احترام
    بی تردید درک و فهم اشعار حضرت حافظ؛ مولوی ؛ شمس ؛ سعدی در صورت ظاهر موثر نخواهد افتاد. لازم هست و لازم بود تا اساتید و بزرگانی که در این حوزه مجاهدت کرده اند و مسلط هستند و صاحب نظر نسبت به این کار بسیار ارزشمند اقدام کنند. چه بسا با فهم درست ( هر کسی به اندازه تلاشش ) درها گشوده شود و دلها متصل گردد که برای بنده ناچیز همین طور هست. بی تردید نمیتوان با نوشتن این مطلب از کار بسیار بزرگ شما تقدیر کرد ولی مطعمن باشید برای شما دعا می کنیم…مخصوصا وقتی تفسیر و معانی را تا حدود زیادی متوجه می شویم و چقدر در روح دلمان نفوذ می کند و موجب اصلاح میشود…پاینده و برقرار باشید ای عاشقان…و خواهش میکنم تا تفسیر سایر شعرا را نیز در برناهه داشته باشید …خاک پای شما . فلاح

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟