شرح و تفسیر غزل شماره 29 دیوان سعدی شیرازی

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۹ دیوان سعدی شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۹ دیوان سعدی شیرازی

شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : شرح و تفسیر غزل شماره ۲۹ دیوان سعدی شیرازی

دیوان سعدی شیرازی
متن کامل ابیات ۱ الی ۱۰

۱) متناسبند و موزون حرکاتِ دلفریبت / متوجّه است با ما سخنانِ بی حسیبت

۲) چو نمی توان صبوری ، ستمس کِشم ضروری / مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت

۳) اگرم تو خصم باشی ، نروم ز پیشِ تیرت / وگَرم تو سیل باشی ، نگریزم از نشیبت

۴) به قیاس در نگنجی و به وصف درنیایی / متحیّرم در اوصافِ جمال و روی و زیبت

۵) اگرم برآوَرد بخت به تختِ پادشاهی / نه چنانکه بنده باشم همه عُمر در رکیبت

۶) عجب از کسی در این شهر که پارسا بمانَد / مگر او ندیده باشد رُخِ پارسا فریبت

۷) تو برون خبر نداری که چه می رود ز عشقت / به درآی ، اگر نه آتش بزنیم در حجیبت

۸) تو درخت خوب منظر همه میوه ای ، ولیکن / چه کنم به دستِ کوته که نمی رسد به سیبت ؟

۹) تو شبی در انتظاری ننشسته ای ، چه دانی / که چه شب گذشت بر منتظرانِ ناشکیبت

۱۰) تو خود ای شبِ جدایی ، چه شبی بدین درازی ؟ / بگُذر که جانِ سعدی بگداخت از نهیبت

شرح و تفسیر غزل شماره ۲۹ دیوان سعدی شیرازی

متناسبند و موزون حرکاتِ دلفریبت / متوجّه است با ما سخنانِ بی حسیبت


تمام رفتارهای دلربای تو در خور و متعادل و خوش آهنگ است و روی سخنان بی حساب تو با ماست . [ موزون = سنجیده و متعادل ، زیبا / حسیب = ممال حساب ، ]

چو نمی توان صبوری ، ستمس کِشم ضروری / مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت


چون شکیبایی از تو ممکن نیست ، ناگزیر جفایت را تحمّل می کنم زیرا آن کسی که از ملامت تو آزرده شود البته آدمی نیست . [ مگر = همانا ، به تحقیق / عتیب = سرزنش و ملامت

اگرم تو خصم باشی ، نروم ز پیشِ تیرت / وگَرم تو سیل باشی ، نگریزم از نشیبت


اگر تو دشمن من باشی ، خود را از پیشت کنار نمی کشم و چنانچه جریان سیلی را به جانم روان کنی ، از برابر آن سیل به بلندی نمی گریزم . [ نشیب = شیب و سرازیری ]

به قیاس در نگنجی و به وصف درنیایی / متحیّرم در اوصافِ جمال و روی و زیبت


به سنجش درنمی آیی و توصیف ناپذیری ، من در بیان توصیف زیبایی تو و چهره ات و زیور و آرایشت درمانده و حیرانم . [ قیاس = مقایسه ، سنجش / زیب = زینت و زیبایی ]

اگرم برآوَرد بخت به تختِ پادشاهی / نه چنانکه بنده باشم همه عُمر در رکیبت


اگر بخت و اقبال مرا به تختِ فرمانروایی نشانده ، این پادشاهی آن قدر برایم ارزشمند نیست که همۀ عمر در رکابت باشم . [ رکیب = حلقه آهنی که بر دو سوی زین آویخته است و سوار پای در آن حلقه استوار کند (لغت نامه) / در رکاب بودن = کنایه از بنده و فرمانبر و همراه و ملازم بودن ]

عجب از کسی در این شهر که پارسا بمانَد / مگر او ندیده باشد رُخِ پارسا فریبت


از کسی که در این شهر پرهیزگار بماند در شگفتم ، زیرا او حتماََ چهرۀ عابدفریب تو را ندیده است تا دست از زهد و پارسایی بشوید . [ مگر = کلمه استثنا به معنی اِلّا ، به غیر ]

تو برون خبر نداری که چه می رود ز عشقت / به درآی ، اگر نه آتش بزنیم در حجیبت


تو نمی دانی که در بیرون سرایت در اثر عشق تو چه روی می دهد و عشّاق چه می کنند . بیرون بیا ، وگرنه حجاب و پرده ای را که مانع از دیدار توست ، به آتش می کشیم . [ به در آمدن = ظاهر گشتن ، نمایان شدن / حجیب = حجاب ، پرده ]

تو درخت خوب منظر همه میوه ای ، ولیکن / چه کنم به دستِ کوته که نمی رسد به سیبت ؟


ای محبوب من که بسانِ درختی زیبا و پر میوه ای ، چه کنم که دستانم کوتاه است و توانِ چیدن میوه ای از درخت قامتت نصیبم نمی شود . [ خوب منظر = خوش سیما ، خوب رو / لیکن = امّا ، ولی ]

تو شبی در انتظاری ننشسته ای ، چه دانی / که چه شب گذشت بر منتظرانِ ناشکیبت


تو هیچ شبی را در انتظار محبوبی بیدار ننشسته ای تا بدانی که منتظران ناشکیبای تو درازای شب را چگونه سپری می سازند .

تو خود ای شبِ جدایی ، چه شبی بدین درازی ؟ / بگُذر که جانِ سعدی بگداخت از نهیبت


ای شبِ فراق ، چه شبی هستی که این قدر دیر می پایی و پایان نمی پذیری ؟ سپری شو که جان سعدی از بیم پایان ناپذیریی ات گداخت و ذوب شو . [ گداختن = سوختن و ذوب شدن / نهیب = بیم و هراس / جان گداختن = کمال بی قراری و ناآرامی و عاشقی ]

زنگینامه سعدی شیرازی

افصح المتکلّمین ، مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی ، یکی از ستارگان قَدَرِ اوّل آسمان شعر و ادب فارسی است . وی به تقریب در سال ۶۰۶ هجری قمری در شیراز و در خانواده ای که به تعبیر خودش ، همه از عالمان دین بودند ، دیده به جهان گشود . در کودکی پدر را از دست داد و تحت سرپرستی و تربیت جدِ مادریش قرار گرفت …

متن کامل زندگینامه سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی

در میان آثار منظوم سعدی ، غزل هایش جایگاه ویژه ای دارد . بی تردید بخشی از شهرت سعدی از رهگذر سروده شدن این غزل ها تحقق یافته است . زیرا با مطالعه این سروده هاست که خواننده درمی یابد سعدی در یافته های عاطفی و احساسی خویش را در نهایت فصاحت و بلاغت به نظم کشیده و در اختیار مخاطب قرار داده است .

این غزل ها افزون بر جذابیت و دلفریبی و افزونی که در صورت آنها مشاهده می شود ، در بُعدِ معنایی آینه ای است از افکار انسان دوستانه ، عشق بع هستی و حیات بشری ، عنایت به عوالم روحانی و ماورایی ، تجربه های بشری که سعدی آنها را در سفرهایش و …

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح غزلهای سعدی – جلد اول و دوم – نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی و دکتر تورج عقدایی – انتشارات زوّار

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟