غزل شماره 72 دیوان سعدی شیرازی

شرح و تفسیر غزل شماره 72 دیوان سعدی شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر غزل شماره 72 دیوان سعدی شیرازی

شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : غزل شماره 72 دیوان سعدی شیرازی

دیوان سعدی شیرازی
متن کامل ابیات 1 الی 11

1) پای سرو بوستانی در گِل است / سرو ما را پای معنی در دل است

2) هر که چشمش بر چنان روی اوفتاد / طالعش میمون و فالش مُقبِل است

3) نیک خواهانم نصیحت می کنند / خشت بر دریا زدن بی حاصل است

4) ای برادر ، ما به گرداب اندریم / و آن که شُنعت می زند بر ساحل است

5) شوق را بر صبر ، قوّت غالب است / عقل را با عشق ، دعوی باطل است

6) نسبت عاشق به غفلت می کنند / و آن که معشوقی ندارد غافل است

7) دیده باشی تشنه مُستعجِل به آب ؟ / جان به جانان همچنان مُستعجِل است

8) بذل جاه و مال و ترک نام و ننگ / در طریق عشقِ اوّل منزل است

9) گر بمیرد طالبی در بند دوست / سهل باشد ، زندگانی مشکل است

10) عاشقی می گفت و خوش خوش می گریست / جان بیاساید که جانان قاتل است

11) سعدیا ، نزدیک رأی عاشقان / خلق مجنونند و ، مجنون عاقل است

شرح و تفسیر غزل شماره 72 دیوان سعدی شیرازی

پای سرو بوستانی در گِل است / سرو ما را پای معنی در دل است


سرو بوستانی به انسانی می ماند که پایش در گلِ باغ فرو رفته است . امّا معشوق ما معنا و حقیقتی است که بر دل و خاطر ما پای نهاده و در آن جای گرفته است . [ سرو = درختی است همیشه سبز که در ادبیات فارسی شاعران قد و قامت معشوق را بدآن تشبیه کرده اند . ]

هر که چشمش بر چنان روی اوفتاد / طالعش میمون و فالش مُقبِل است


هر کس چشمش بر روی زیبا و سعادت بخش وی بیفتد ، اقبالش خجسته و بختش نیک است . [ طالع = در لغت به معنی طلوع کننده ، اما در اصطلاح نجوم جزوی است از منطقةالبروج که در وقتِ مفروض در افق شرقی باشد . اگر آن وقت ، زمانِ ولادت شخصی بود ، آن را طالع مولود یا طالع آن شخص گویند ( فرهنگ اصطلاحات نجومی ) ، بخت و اقبال / میمون = خوش یُمن ، خجسته و مبارک / فال = شگون ، پیش بینی نیکو / مقبل = خوش اقبال و سعادتمند ، نیک ]

نیک خواهانم نصیحت می کنند / خشت بر دریا زدن بی حاصل است


نصیحن کنندگان و نیکخواهان مرا پند می دهند ، امّا پند دادن من همان قدر بی فایده است که خشت زدن بر روی دریا . [ خشت بر دریا زدن = کنایه از کار بی فایده کردن ]

ای برادر ، ما به گرداب اندریم / و آن که شُنعت می زند بر ساحل است


ای برادر ، ما به گرداب عشق درافتاده ایم و آن کسی که به ما طعنه می زند و دشنام می دهد ، بر ساحل ایستاده و از حال اسیر گرداب آگاهی ندارد . [ شنعت زدن = طعنه زدن و سرزنش کردن ]

شوق را بر صبر ، قوّت غالب است / عقل را با عشق ، دعوی باطل است


نیروی اشتیاق بر شکیبایی چیره است و ادّعا و لاف زنی عقل در برابر عشق باطل و ناپذیرغتنی است . [ شوق = اشتیاق و آرزومندی و آن جَستن دل است برای دیدن معشوق ، در نزد عارفان آتشی است که خداوند در دل اولیای خود قرار می دهد / قوّت = قدرت و نیرو / دعوی = دعوا ، ادّعا ، لاف و گزاف ]

نسبت عاشق به غفلت می کنند / و آن که معشوقی ندارد غافل است


مردم ، عاشق را که معشوق دارد ، غافل می پندارند . در حالی که هر کس که معشوقی ندارد و عشق را تجربه نکرده است ، در حقیقت غافل است . [ نسبت کردن = نسبت دادن ، منسوب کردن ]

دیده باشی تشنه مُستعجِل به آب ؟ / جان به جانان همچنان مُستعجِل است


آیا دیده ای که انسان تشنه چگونه به طرف آب می شتابد ؟ جان هم با همان اشتیاق به سوی جانان شتابنده است . [ مستعجل = عجله کننده ، شتابنده / جانان = معشوق و محبوب همچون جان عزیز ]

بذل جاه و مال و ترک نام و ننگ / در طریق عشقِ اوّل منزل است


اولین مرحله در راه عشق ، بخشیدن ثروت و واگذاشتن جاه و مقام و چشم پوشی از شهرت و آبروست . [ نام و ننگ = آبرو و شهرت / منزل = توقّفگاه موقّت کاروان ، محل فرود آمدن و اقامت که همیشگی نیست ، مرحله و قسمت ، در اصطلاح تصوّف به مراحل سلوک گفته می شود که بعضی آنها را به هزار رسانیده اند و خواجه عبدالله انصاری در صد منزل خلاصه کرده است ]

گر بمیرد طالبی در بند دوست / سهل باشد ، زندگانی مشکل است


اگر طالب و دوستدار یار در بند او جان دهد سهل و آسان است ، ولی در آن حال زنده ماندن در بند دوست آسان نیست . [ طالب = طلب کنندۀ یار ، عاشق / سهل = آسان و راحت ]

عاشقی می گفت و خوش خوش می گریست / جان بیاساید که جانان قاتل است


عاشقی آرام آرام می گریست و می گفت : اگر کُشندۀ عاشق ، معشوق باشد ، جان به آرامش می رسد . [ خوش خوش = آهسته آهسته ، به تدریج ]

سعدیا ، نزدیک رأی عاشقان / خلق مجنونند و ، مجنون عاقل است


ای سعدی در باور و عقیدۀ دلدادگان و عاشقان ، کسانی که عاشق نیستند ، دیوانه هستند و مجنون بن قیس ، خردمند است .

_ لیلی و مجنون = لیلی ، دختر مهدی بن سعد یا مهدی بن ربیعه بود که مجنون بن قیس بن ملوّح عاشق او شد و در عشق او سر به بیابانها نهاد و در فراق معشوقه شعرها گفت و خاک ها بر سر ریخت . در ادب عرفانی فارسی ، لیلی مظهر عشق ربّانی و الوهیت و مجنون مظهر روحِ ناآرامِ بشری که بر اثر دردها و رنج ها ی جانکاه ، دیوانه شده و در صحرای جنون و دلدادگی سرگردان است و در جستجویِ وصالِ حق به وادی عشق درافتاده و می خواهد به مقامِ قربِ حضرتِ لایزال واصل شود اما بدین مقام نمی رسد ، مگر آن روزی که از قفسِ تن رها شود . از داستان عشقِ لیلی و مجنون شاید بیش از هر داستانِ عشقی دیگری در ادب فارسی سخن گفته شده است . ادب غنایی فارسی و ترکی مملوّ است از داستان این دو دلداده که سرآغاز آن تقریباََ از « لیلی و مجنونِ نظامی گنجوی » است . این اثر بعدها موردِ توجه و تقلید شعرای متعدد قرار گرفته است . ( فرهنگ اساطیر )

شرح و تفسیر غزل 71                      شرح و تفسیر غزل 73

بخش خالی. برای افزودن محتوا صفحه را ویرایش کنید.

دکلمه غزل شماره 72 دیوان سعدی شیرازی

زندگینامه سعدی شیرازی

افصح المتکلّمین ، مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی ، یکی از ستارگان قَدَرِ اوّل آسمان شعر و ادب فارسی است . وی به تقریب در سال 606 هجری قمری در شیراز و در خانواده ای که به تعبیر خودش ، همه از عالمان دین بودند ، دیده به جهان گشود . در کودکی پدر را از دست داد و تحت سرپرستی و تربیت جدِ مادریش قرار گرفت …

متن کامل زندگینامه سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی

در میان آثار منظوم سعدی ، غزل هایش جایگاه ویژه ای دارد . بی تردید بخشی از شهرت سعدی از رهگذر سروده شدن این غزل ها تحقق یافته است . زیرا با مطالعه این سروده هاست که خواننده درمی یابد سعدی در یافته های عاطفی و احساسی خویش را در نهایت فصاحت و بلاغت به نظم کشیده و در اختیار مخاطب قرار داده است .

این غزل ها افزون بر جذابیت و دلفریبی و افزونی که در صورت آنها مشاهده می شود ، در بُعدِ معنایی آینه ای است از افکار انسان دوستانه ، عشق بع هستی و حیات بشری ، عنایت به عوالم روحانی و ماورایی ، تجربه های بشری که سعدی آنها را در سفرهایش و …

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح غزلهای سعدی – جلد اول و دوم – نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی و دکتر تورج عقدایی – انتشارات زوّار

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟