غزل شماره 97 دیوان خواجه حافظ شیرازی | شرح و تفسیر

غزل شماره ۹۷ دیوان خواجه حافظ شیرازی | شرح و تفسیر در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

غزل شماره ۹۷ دیوان خواجه حافظ شیرازی | شرح و تفسیر

شاعر : شمس الدین محمد حافظ شیرازی

کتاب : دیوان اشعار

قالب شعر : غزل

آدرس شعر : غزل شماره ۹۷ دیوان خواجه حافظ شیرازی

دیوان حافظ شیرازی

متن کامل ابیات غزل شماره ۹۷ دیوان خواجه حافظ شیرازی

ابیات ۱ الی ۸

۱) تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج / سزد اگر همۀ دلبران دهندت باج

۲) دو چشمِ شوخِ تو بر هم زده خطا و حَبَش / به چینِ زلف تو ماچین و هند داده خراج

۳) بیاضِ رویِ تو روشن چو عارضِ رُخِ روز / سوادِ زلفِ سیاهِ تو هست ظلمت داج

۴) دهانِ شهدِ تو داده رواجِ آبِ خضر / لبِ چو قندِ تو برد از نبات مصر رواج

۵) از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت / که از تو دردِ ای جان نمیرسد به علاج

۶) چرا همی شکنی جانِ من ز سنگِ دلی / دلِ ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

۷) لبِ تو خضر و دهانِ تو آبِ حیوانست / قدِ تو سرو و میان موی و بر به هیأتِ عاج

۸) فتاد در دلِ حافظ هوای چون تو شهی / کمینه ذرۀ خاکِ در تو بودی کاج

شرح و تفسیر غزل شماره ۹۷ دیوان خواجه حافظ شیرازی

تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج / سزد اگر همۀ دلبران دهندت باج


خطاب به جانام می فرماید : شایسته است که از تمام دلبران عالَم باج بگیری زیرا بر سرِ همۀ زیبایانِ کشور چون تاجی . یعنی پادشاه سرفرازِ جمیع دلبرانی و بر سرِ تمام دلبران جا داری . [ سزد = لایق / ستانی = از مصدر ستانیدن به معنی گرفتن ]

دو چشمِ شوخِ تو بر هم زده خطا و حَبَش / به چینِ زلف تو ماچین و هند داده خراج


دیدگان تو که در دلبری گستاخند ، در سرزمینِ ختا و حبشه ، شوری برانگیخته اند و چین بزرگ و هندوستان به شِکنِ زلف تو به نشانِ اطاعت باج داده اند . ( شرح حافظ خلیل خطیب رهبر ) [ خطا ( ختا ) = نام شهری در ترکستان که مشک خیز است و زیبایان آن به حُسن مشهور / حبش = حبشه ، کشور سیاهان در خاور افریقا / ماچین = چین بزرگ یا چین اصلی ( لغت نامه دهخدا ) ]

بیاضِ رویِ تو روشن چو عارضِ رُخِ روز / سوادِ زلفِ سیاهِ تو هست ظلمت داج


سفیدی روی تو از روی خورشید روشن تر است یعنی از روی خورشید درخشان تر است و سیاهی زلفت سایهتر از تاریکی شب است . [ بیاض = سفیدی / عارض رُخ روز = صفحۀ رُخسارِ خورشید / داج = تاریک ]

دهانِ شهدِ تو داده رواجِ آبِ خضر / لبِ چو قندِ تو برد از نبات مصر رواج


ای جانان ، دهان تو که از انگبین است به آب حیات ، حیات و بقا داده است یعنی آبِ حیات ، خاصیت احیایی خود را از دهان تو گرفته و لبِ شیرین چو قند تو ، بازار نبات مصر را از رونق انداحته و کسادش کرده یعنی تا لبِ تو هست کسی اسمی از نبات مصر نمی برد . [ آبِ خضر = آبی که خضر از آن نوشید ]

از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت / که از تو دردِ ، ای جان نمیرسد به علاج


اگر از تو به دردِ دلِ من علاج نرسد ، من از این مرض یعنی مرض عشق ، شفا نمی یابم . یعنی علاج دردِ من ، شربت وصالِ تو است اگر میسر گردد شفا می پذیرد و اِلّا با اجل فراق می میرم . [ این مرض = منظور مرض عشق است ]

چرا همی شکنی جانِ من ز سنگِ دلی / دلِ ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج


ای جانِ من ، چرا با دلِ چون سنگت ، دلِ ضعیفِ مرا می شکنی . دلی که در نازکی و لطافت مانند شیشه است . خلاصه دلِ نازک و لطیف حافظ ، شایسته شکستن نیست چرا می شکنی ؟

لبِ تو خضر و دهانِ تو آبِ حیوانست / قدِ تو سرو و میان موی و بر به هیأتِ عاج


لبت چون خضر و دهان شیرین و زندگی بخشت چون آبِ حیات است و قدت هم سرو است یعنی در بلندی و موزونی چون سرو است و میانت چون موی باریک و سینه و پهلوهایت در سفیدی چون عاج است .

فتاد در دلِ حافظ هوای چون تو شهی / کمینه ذرۀ خاکِ در تو بودی کاج


محبت چون تو شهی در دلِ حافظ افتاده ، کاش کمترین غلامِ خاکِ درِ تو بود یعنی کاش حافظ غلام تو بود . [ کمینه = کم و حقیر / کاج = کاش و کاشکی ]

شرح وتفسیر غزل ۹۶                          شرح و تفسیر غزل ۹۸

بخش خالی. برای افزودن محتوا صفحه را ویرایش کنید.

دکلمه غزل شماره ۹۷ دیوان خواجه حافظ شیرازی

خلاصه زندگینامه شمس الدین محمد حافظ شیرازی

به اتفاق تذکره نویسان لقب اصلی او شمس الدین است و آن از بیت ذیل که از قطعه در تاریخ وفات اوست برمی آید :

به سوی جنت اعلی روان شد / فرید عهد ، شمس الدین محمد

نویسنده مقدمۀ دیوان حافظ او را «شمس المله و الدین» یاد کرده و یکی از دیوانهای چاپی حافظ «شمس الدین والدنیا» نوشته ، بدیهی است که لقب او همان شمس الدین بوده و «ملت» و «دنیا» زائد است .

پس از وفات او اهلِ ذوق و عرفان وی را با القاب ذیل خوانده و ستوده اند .

بلبل شیراز ، لسان الغیب ، خواجۀ عرفان ، خواجه شیراز ، ترجمان الحقیقت ، کاشف الحقایق ، ترجمان الاسرار ، مجذوب سالک ، ترجمان السان و غیره . نام وی به اتفاق همه صاحبان تذکره ، محمد است و آن از بیت ذیل که از قطعه در تاریخ وفات اوست ، تایید می شود .

یگانه سعدی ثانی ، محمدِ حافظ / از این سراچه فانی به دارِ راحت رفت

تخلص خواجه ، حافظ است . و …

متن کامل زندگینامه شمس الدین محمد حافظ شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

خلاصه معرفی کتاب دیوان اشعار شمس الدین محمد حافظ شیرازی

متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار حافظ شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح سودی بر حافظ – جلد دوم – ترجمۀ عصمت ستارزاده – انتشارات نگاه

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟