حکایت کشیدن موش مهار شتر را و مغرور شدن موش در خود

حکایت کشیدن موش مهار شتر را و مغرور شدن موش در خود در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

حکایت کشیدن موش مهار شتر را و مغرور شدن موش در خود

موشی مهار شتری را به دست گرفته بود و برای خودنمایی پیشاپیشِ او می رفت و شتر نیز به دنبالِ او ، موش حالی غرورآمیز داشت . شتر متوجه این امر شد ولی چیزی نگفت . تا اینکه به لبِ جویی بزرگ رسیدند که حتی حیواناتِ نیرومند نیز نمی توانستند از آن گذر کنند . موش حیرت زده و بیمناک بر جای ایستاد و قدمی پیش ننهاد . شتر برای تأدیبِ موش گفت : ای رفیقِ طریق ، چرا بر جای ایستاده ای و پیش نمی روی ؟ برو من هم به دنبالت می آیم . موش جواب داد : آخر این رود بزرگ است و می ترسم هلاک شوم . شتر گفت : بگذار ببینم آب تا کجای پای من است ؟ بلافاصله پای خود را در آب فرو کرد و گفت : این آب که چیزی نیست . هنوز از زانوی من نیز نگذشته است . چرا اینقدر می ترسی ؟ موش گفت : این آب برای تو چیزی نیست ولی برای من خیلی زیاد است . سرانجام موش از خودبینی دست کشید و از شتر خواست که وی را از آن جُویِ بزرگ عبور دهد و شتر نیز از روی ترحّم چنین کرد .

مأخذ این داستان حکایتی است در تفسیر ابوالفتوح رازی ، ج ۵ ، ص ۵۱۷ ، و مقالات شمس ( مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی ، ص ۸۰ و ۸۱ ) بدین صورت :

موشی لگامِ اُشتری بگرفت و بکشید . اُشتر از روی موافقت و حِلم از پی او روان شد . بعضی گویند جهت حِلم و تواضع و بعضی گویند جهت آنکه از همۀ موجودات بلندتر است و سرفرازتر ، به آبی رسید . بزرگ ، تیزرو ، و عاجز بماند موش . اُشتر گفت : اکنون چه ایستاده ای ؟ چرا نمی روی ؟ ندانی که نباید مهار چو منی را گرفتن ؟ اکنون چون گرفتی برو . گفت : آب است عظیم ، اُشتر پای در آب نهاد و گفت : درآی که سهل است . آب تا زانوست . موش می گوید : از زانو تا زانو فرق است . اکنون توبه کن که چنین گستاخی نکنی و بر کودبان من نشین ، مرا چه تفاوت از صد هزار چون تو که بر کودبان من باشد . به یک دم از آب بگذرانم . ( مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی ، ص ۸۱ )

منظور از این حکایت این است که هر چند انبیاء و اولیاء الله بردبار و فروتن اند و با همگان نرمی و ملاطفت دارند . ولی نباید از این فروتنی و نرمی ، سرمست و خودبین شد . ( مقتبس از جواهرالاسرار ، دفتر دوم ، ص ۳۲۲ ) هر که از فروتنی اهل الله سوء استفاده کند خوار و رسوا شود .

***


شرح و تفسیر اشعار ” حکایت کشیدن موش مهار شتر را و مغرور شدن موش در خود ” در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدار جان مطالعه نمائید .

شرح و تفسیر حکایت کرامات ابراهیم اَدهَم

شرح و تفسیر کشیدن موش ، مهار شتر را و مغرور شدن موش

 

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟