هیچ چشمِ بدی آدمی را چنان مُهلِک نیست

هیچ چشمِ بدی آدمی را چنان مُهلِک نیست | شرح و تفسیر در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

هیچ چشمِ بدی آدمی را چنان مُهلِک نیست | شرح و تفسیر

شاعر : مولانا جلال الدین محمد بلخی

کتاب : مثنوی معنوی

قالب شعر : مثنوی

آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر چهارم ابیات 498 تا 505

نام حکایت : حکایت آن اعرابی که سگِ او گرسنه و انبانِ او پُر نان بود

بخش : 2 از 15 ( هیچ چشمِ بدی آدمی را چنان مُهلِک نیست )

مثنوی معنوی مولوی

خلاصه حکایت آن اعرابی که سگِ او گرسنه و انبانِ او پُر نان بود

سگی در حالِ جان کندن بود . صاحبش که یکی از صحرانشینان عرب بود در کنارش نشسته بود و اشکی سوزان می ریخت . عابری از آنجا می گذشت حالِ زارِ او را دید و از او پرسید : چرا می گریی ؟ از غمِ چه کسی داغ دار شده ای ؟ صاحبِ سگ گفت : از همۀ مالِ دنیا سگی وفادار داشتم که اینک در حالِ مُردن است . هم نگهبانم بود و هم برایم شکار می کرد . عابر پرسید : به چه سبب می میرد ؟ آیا زخم و آسیبی به او رسیده است ؟ صاحبِ سگ …

متن کامل ” حکایت آن اعرابی که سگِ او گرسنه و انبانِ او پُر نان بود را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

متن کامل ابیات هیچ چشمِ بدی آدمی را چنان مُهلِک نیست

ابیات 498 الی 505

498) پَرِّ طاوست مَبین و ، پای بین / تا که سوء العین نگشاید کمین

499) که بلغزد کوه از چشمِ بدان / یُزلِقُونَک از نُبی برخوان بدان

500) احمدِ چون کوه لغزید از نظر / در میانِ راهِ بی گِل بی مَطَر

501) در عجب درماند کین لغزش ز چیست ؟ / من نپندارم که این حالت تهی ست

502) تا بیامد آیت و آگاه کرد / کان ز چشمِ بد رسیدت وز نبرد

503) گر بُدی غیرِ تو ، در دَم لا شدی / صیدِ چشمِ و سُخرۀ اِفنا شدی

504) لیک آمد عصمتی دامن کشان / وین که لغزیدی ، بُد از بهرِ نشان

505) عبرتی گیر ، اندر آن کُه کن نگاه / برگِ خود عرضه مکن ای کم ز کاه

شرح و تفسیر هیچ چشمِ بدی آدمی را چنان مُهلِک نیست

پَرِّ طاوست مَبین و ، پای بین / تا که سوء العین نگشاید کمین


مانندِ طاوس به پَرهای زیبا و رنگینت نگاه مکن . بلکه به پاهایت بنگر تا مبادا بَدچشمان در کمینت بنشینند . ( سُوءُ العین = بدی چشم ، شرح بیت 4151 دفتر سوم ) [ طاوس با آنکه پرهای بغایت زیبا و شکوهمند دارد ولی پاهایش زشت و بَدنماست . حضرت علی (ع) در خطبهای به توصیفِ خلقتِ طاوس پرداخته است و به زشتی پای او نیز تصریح می فرماید ( نهج البلاغه فیض الاسلام ، خطبۀ 164 ، فقرۀ دهم ) . طاوس مظهرِ کِبر و ناز است . ]

منظور بیت : ای انسان به کمالات و جمالاتی که داری مغرور مشو . بلکه به معایبِ خود نیز بنگر تا عُجب و غرور تو را نرباید .

که بلغزد کوه از چشمِ بدان / یُزلِقُونَک از نُبی برخوان بدان


زیرا از نگاهِ بَدچشمان کوه به لرزه آید . در قرآن کریم ، آیه وَاِن یَکاد را بخوان . [ نُبی = قرآن / یَزلِقُونک = لفظاََ یعنی بلغزانند تو را . و اشاره است به آیه 51 سورۀ قلم « و همانا چون کافران قرآن بشنودند نزدیک بود که با چشمانِ خود تو را هلاک سازند و گویند که او (محمّد) دیوانه است »

ابوالفتوح در سببِ نزول این آیه آورده است که طایفۀ بنی اسد به داشتنِ چشمِ بَد معروف بودند . در خبر است که یکی از ایشان اگر به یک گاو و یا شتری سالم نگاه می کرد حیوان چند قدمی بیش نمی رفت که بر زمین می افتاد . و هر گاه آنان به گوشت نیاز داشتند به گاو و یا شتری نگاه می کردندو می گفتند چقدر زیباست . من نظیر آن را ندیده ام . همینکه این حرف را می زدند آن حیوان درجا می افتاد و صاحبش سرش را می بُرید . و بدین ترتیب گوشت به دست می آوردند . در میانِ آنها مردی بود که از همۀ آنان بدچشم تر بود . گاه که دلش می گرفت خیمه را بالا می زد و به کاروان ها نگاه می کرد و آن حیوانات در دَم بر زمین می افتادند . دشمنانِ پیامبر (ص) از آن مرد خواستند که پیامبر را چشم کند که خدا او را حفظ کرد ( تفسیر ابوالفتوح ، ج 10 ، ص 107 و 108 ) ]

احمدِ چون کوه لغزید از نظر / در میانِ راهِ بی گِل بی مَطَر


حضرت محمّد (ص) که همچون کوه ، استوار بود . در راهِ هموارِ بدونِ گِل و باران بر اثرِ چشمِ بَد لغزید .

در عجب درماند کین لغزش ز چیست ؟ / من نپندارم که این حالت تهی ست


شگفت زده شد که سببِ این لغزیدن چیست ؟ گمان ندارم که این حالِ کنونی ام بی دلیل باشد .

تا بیامد آیت و آگاه کرد / کان ز چشمِ بد رسیدت وز نبرد


تا اینکه آیه نازل شد و پیامبر را از رازِ آن حالت خبر داد و فرمود که آن حالت به سببِ چشم زخم و عداوتِ کافران پدید آمده است . [ چشم بَد = شرح بیت 4151 دفتر سوم ]

گر بُدی غیرِ تو ، در دَم لا شدی / صیدِ چشمِ و سُخرۀ اِفنا شدی


اگر هر کس بجز تو بود در همان لحظه به هلاکت می رسید و شکارِ چشمِ بَد می شد و مقهورِ نابودی می گردید . [ لا شدی = نادبود می شد / سُخره = ذلیل ، مقهور / اِفنا = مخفّفِ اِفناء به معنی فانی کردن ، نابود نمودن ، در اینجا به معنی فنا و هلاکت ]

لیک آمد عصمتی دامن کشان / وین که لغزیدی ، بُد از بهرِ نشان


امّا در آن حال از جانبِ من ، حفاظتی به سوی تو بیامد و به تو هشدار داد که این لغزیدنِ تو نشانه ای ار تأثیرِ چشمِ بَد بود . ( دامن کشان = خرامان ) [ مصراعِ اوّل ناظر است به قسمتی از آیه 67 سورۀ مائده « … و خداوند تو را از ( هر گونه شَرّ و زیانِ ) مردم مصون دارد . همانا خداوند قومِ کافران را هدایت نکند … » ]

عبرتی گیر ، اندر آن کُه کن نگاه / برگِ خود عرضه مکن ای کم ز کاه


در حالی که آن حضرت همچون کوهِ پُر شُکوه بود در معرضِ چشمِ بَد قرار گرفت . پس تویی که از حیثِ روحی و باطنی حتّی از کاه هم سبک تر و بی مقدارتری به آن کوه بنگر و اینقدر از قدرت و صولتِ خود دَم مزن و عرضِ اندام مکن . [ برگِ خود عرضه کردن = اسباب و توشۀ خود را به رُخ کشیدن ، قدرت نمایی کردن ، عرض اندام نمودن ]

شرح و تفسیر بخش قبل                     شرح و تفسیر بخش بعد

دکلمه هیچ چشمِ بدی آدمی را چنان مُهلِک نیست

خلاصه زندگینامه مولانا جلال الدین محمد بلخی

سرزمین ایران از دیرباز مهد تفکرات عرفانی بوده است . از این رو در طی قرون و اعصار ، نام آورانی بی شمار در عرصه عرفان و تصوف در دامن خود پرورش داده است . یکی از این بزرگان نام آور ، حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی است که به ملای روم و مولوی رومی آوازه یافته است . او در ششم ربیع الاول سال 604 هجری قمری در بلخ زاده شد . پدر او محمدحسین  خطیبی است که به بهاءالدین ولد معروف شده است و نیز او را با لقب سلطان العلما یاد کرده اند . بهاء ولد از اکابر صوفیه و اعاظم عرفا بود و خرقه او به احمد غزالی می پیوست و در علم عرفان و …

متن کامل زندگینامه مولانا جلال الدین بلخی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

خلاصه معرفی کتاب مثنوی معنوی مولوی

مثنوی معنوی کتابی تعلیمی و درسی در زمینه عرفان ، اصول تصوف ، اخلاق ، معارف و …است . مولانا بیشتر به خاطر همین کتاب شریف معروف شده است . مثنوی معنوی دریای ژرفی است که می توان در آن غواصی کرد و به انواع گوهرهای معنوی دست یافت با آنکه تا آن زمان کتابهای ارزشمند و گرانقدری نظیر منطق الطیر عطار نیشابوری و حدیقت الحقیقت سنائی و گلشن راز شبستری از مهمترین و عمیق ترین کتب عرفانی و صوفیانه به شمار می رفتند ولی با ظهور مثنوی معنوی مولانا و جامعیت و ظرافت و نکته های باریک و …

متن کامل معرفی جامع کتاب مثنوی معنوی مولوی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح جامع مثنوی معنوی – دفتر پنجم – تالیف کریم زمانی – انتشارات اطلاعات

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟