شرح و تفسیر غزل شماره 35 دیوان سعدی شیرازی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان
شرح و تفسیر غزل شماره 35 دیوان سعدی شیرازی
شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی
کتاب : دیوان اشعار
قالب شعر : غزل
آدرس شعر : شرح و تفسیر غزل شماره 35 دیوان سعدی شیرازی
1) دوست دارم که بپوشی رُخِ همچون قمرت / تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
2) جرم بیگانه نباشد ، که تو خود صورت خویش / گر در آیینه ببینی ، برود دل ز بَرت
3) جای خنده ست سخن گفتن شیرین پیشت/ کآب شیرین چو بخندی ، برود از شکرت
4) راهِ آهِ سَحر از شوق نمی یارم داد / تا نباید که بشوراند خوابِ سَحرت
5) هیچ پیرایه زیادت نکند حُسنِ تو را / هیچ مشّاطه نیاراید از این خوبترت
6) بارها گفته ام این روی به هر کس منمای / تا تأمّل نکند دیدۀ هر بی بَصرت
7) باز گویم نه که این صورت و معنی که تو راست / نتَواند که ببیند مگر اهلِ نظرت
8) راه صد دشمنم از بهرِ تو می باید داد / تا یکی دوست ببینم که بگوید خبرت
9) آنچنان سخت نیاید سرِ من گر برود / نازنینا که پریشانیِ مویی ز سَرت
10) غم آن نیست که بر خاک نشیند سعدی / زحمتِ خویش نمی خواهد بر رهگذرت
دوست دارم که بپوشی رُخِ همچون قمرت / تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
دوست دارم که چهرۀ چون ماه تابانت را بپوشانی ، تا مردم تو را مثل خورشید در کوی و برزن نبینند .
جرم بیگانه نباشد ، که تو خود صورت خویش / گر در آیینه ببینی ، برود دل ز بَرت
بیگانه در عشق ورزیدن به تو گناهی ندارد ، زیرا اگر تو هم در آینه به چهرۀ خود بنگری ، دل از کف می دهی . [ جُرم = گناه / بَر = سینه / دل از بر رفتن = کنایه از شیفته و بی قرار گشتن ]
جای خنده ست سخن گفتن شیرین پیشت/ کآب شیرین چو بخندی ، برود از شکرت
سخن گفتن شیرین یا شیرین سخن گفتن در پیشِ تو موجبِ خنده و تمسخر است . زیرا وقتی لب به خنده گشایی ، آبروی شیرین ( معشوق خسرو ) می رود یا آبّ به شِکر آمیخته از لبانت جاری می گردد . [ شیرین = شاهزادۀ ارمنی و معشوقۀ خسرو پرویز / آب = ارزش و اعتبار ، آبرو ]
راهِ آهِ سَحر از شوق نمی یارم داد / تا نباید که بشوراند خوابِ سَحرت
نمی توانم به آه صبحگاهی که بر اثرِ شوق به سراغم آمده ، راه دهم زیرا می ترسم که صدای آه کشیدنم خوابِ سحرگاهی تو را آشفته سازد . [ شوق = اشتیاق / یارستن = توانستن / شوراندن = آشفته کردن و بر هم زدن ]
هیچ پیرایه زیادت نکند حُسنِ تو را / هیچ مشّاطه نیاراید از این خوبترت
زیبایی تو ذاتی و گوهرین است و هیچ پیرایه ای نمی تواند چیزی بر حُسنِ خدادادِ تو بیفزاید و هیچ آرایشگری قادر نیست تو را از آنچه هستی ، زیباتر بیاراید . [ پیرایه = زینت ، آرایش / حُسن = جمال و زیبایی / مشّاطه = آرایشگر / خوب = زیبا ]
بارها گفته ام این روی به هر کس منمای / تا تأمّل نکند دیدۀ هر بی بَصرت
به دفعات و مکرّر گفته ام که چهرۀ زیبای خود را پیشِ هر کسی آشکار مساز ، تا هر انسان بی بصیرتی به آن چهره ننگرد . [ تأمّل = نگاه کردن / بی بصر = بی بصیرت ، غافل و نادان ]
باز گویم نه که این صورت و معنی که تو راست / نتَواند که ببیند مگر اهلِ نظرت
امّا نه چنان است که گفتم ، زیرا که این چنین ظاهر و باطنی که در تو گِرد آمده ، چیزی است که فقط اهلِ نظر قادر به تماشای آن هستند . [ صورت و معنی = ظاهر و باطن / اهل نظر = صاحب نظر و با بصیرت ]
راه صد دشمنم از بهرِ تو می باید داد / تا یکی دوست ببینم که بگوید خبرت
برای آنکه یک دوست را ببینم و از تو خبری به دست آورم ، ناگزیر باید صد دشمن را به خود راه دهم و آنان را تحمل نمایم .
آنچنان سخت نیاید سرِ من گر برود / نازنینا که پریشانیِ مویی ز سَرت
ای نازنین من ، اگر سَر در راهِ تو نثار کنم برایم آنچنان دشوار نیست که ببینم مویی از سُرت آشفته و پریشان گردد . [ نازنین = با ناز و زیبا ، گرامی و دوست داشتنی / سر رفتن = کنایه از مُردن است ]
غم آن نیست که بر خاک نشیند سعدی / زحمتِ خویش نمی خواهد بر رهگذرت
سعدی از اینکه خاک نشینِ راهِ تو گردد ، واهمه ای ندارد . اگر چنین نمی کند ، برای آن است که نمی خواهد تو در گذرگاهت با زحمت وجود او مواجه گردی . [ رهگذر = راه و گذرگاه / بر خاک نشستن = کنایه از زبون و خوار و درمانده شدن ]
افصح المتکلّمین ، مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی ، یکی از ستارگان قَدَرِ اوّل آسمان شعر و ادب فارسی است . وی به تقریب در سال 606 هجری قمری در شیراز و در خانواده ای که به تعبیر خودش ، همه از عالمان دین بودند ، دیده به جهان گشود . در کودکی پدر را از دست داد و تحت سرپرستی و تربیت جدِ مادریش قرار گرفت …
متن کامل زندگینامه سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.
در میان آثار منظوم سعدی ، غزل هایش جایگاه ویژه ای دارد . بی تردید بخشی از شهرت سعدی از رهگذر سروده شدن این غزل ها تحقق یافته است . زیرا با مطالعه این سروده هاست که خواننده درمی یابد سعدی در یافته های عاطفی و احساسی خویش را در نهایت فصاحت و بلاغت به نظم کشیده و در اختیار مخاطب قرار داده است .
این غزل ها افزون بر جذابیت و دلفریبی و افزونی که در صورت آنها مشاهده می شود ، در بُعدِ معنایی آینه ای است از افکار انسان دوستانه ، عشق بع هستی و حیات بشری ، عنایت به عوالم روحانی و ماورایی ، تجربه های بشری که سعدی آنها را در سفرهایش و …
متن کامل معرفی جامع کتاب دیوان اشعار سعدی شیرازی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.
منابع و مراجع :
- شرح غزلهای سعدی – جلد اول و دوم – نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی و دکتر تورج عقدایی – انتشارات زوّار
عالیست عالی ای کاش نسخه pdf تفسیرها رو هم در دسترس قرار میدادین
و از باقی شعرا همچون فردوسی و نظامی و عطار هم برای گنجینه گرانبار سایتتون استفاده بهین داشته باشین