شرح و تفسیر باز ترجیح نهادن شیر ، جهد را بر توکل و ذکر فواید توکل

شرح و تفسیر باز ترجیح نهادن شیر ، جهد را بر توکل و ذکر فواید توکل در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

شرح و تفسیر باز ترجیح نهادن شیر ، جهد را بر توکل و ذکر فواید توکل

شاعر : مولانا جلال الدین محمد بلخی

کتاب : مثنوی معنوی

قالب شعر : مثنوی

آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 971 تا 991

نام حکایت : نخچیران و شیر

بخش : 9 از 34

مثنوی معنوی مولوی
داستان و حکایت

آورده اند در مرغزاری خوش که نسیم آن ، بوی بهشت را معطر کرده بود و عکس آن روی فلک را منور گردانیده ، از هر شاخی هزار ستاره تابان و در هر ستاره ای سپهر حیران …. و وحوش بسیار به سبب چراخور و آب در خصب نعمت بودند ، لیکن به مجاورت شیر ، آن همه نعمت و آسایش منقص بود . روزی جمع شدند و به نزدیک شیر رفتند و گفتند : تو هر روز پس از رنج بسیار و مشقت فراوان از ما یکی شکار می کنی و ما پیوسته در بیم و هراسیم و تو در رنج و تلاش ، اکنون چیزی اندایشیده ایم که تو را از آن فراغت و …

متن کامل حکایت نخچیران و شیر را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

متن کامل ابیات 971 الی 991

971) شیر گفت : آری ولیکن هم ببین / جهدهای انبیا و مومنین

972) حق تعالی جهدشان را راست کرد / آنچه دیدند از جفا و گرم و سرد

973) حیله هاشان ، جمله جال آمد لطیف / کل شیء من ظریف هو ظریف

974) دام هاشان ، مرغ گردونی گرفت / نقص هاشان جمله افزونی گرفت

975) جهد می کن تا توانی ای کیا / در طریق انبیا و اولیا

976) با قضا پنجه زدن نبود جهاد / ز آنکه این را هم قضا بر ما نهاد

977) کافرم من ، گر زیان کرده ست کس / در ره ایمان و طاعت ، یک نفس

978) سر ، شکسته نیست این سر را مبند / یک دو روزی جهد کن ،باقی بخند

979) بد محالی جست ، کو دنیا بجست / نیک حالی جست ، کو عقبی بجست

980) مکرها در کسب دنیا ، بارد است / مکرها در ترک دنیا ، وارد است

981) مکر آن باشد که زندان حفره کرد / آنکه حفره بست ، آن مکری است سرد

982) این جهان زندان و ما زندانیان / حفره کن زندان و خود را وارهان

983) چیست دنیا ، از خدا غافل بدن / نی قماش و نقره و میزان و زن

984) مال را کز بهر دین باشی حمول / نعم مال صالح خواندش رسول

985) آب ، در کشتی ، هلاک کشتی است / آب ، اندر زیر کشتی ، پشتی است

986) چونکه مال و ملک را از دل براند / زآن سلیمان ، خویش جز مسکین نخواند

987) کوزه سربسته ، اندر آب زفت / از دل پر باد ، فوق آب ، رفت

988) باد درویشی چو در باطن بود / بر سر آب جهان ، ساکن بود

989) گر چه جمله این جهان ، ملک وی است / ملک در چشم دل او ، لاشی است

990) پس دهان دل ، ببند و مهر کن / پر کنش از بادگیر من لدن

991) جهد ، حق است و ، دوا حق است و درد / منکر اندر جحد جهدش ، جهد کرد

شرح و تفسیر باز ترجیح نهادن شیر ، جهد را بر توکل و ذکر فواید توکل

شیر گفت : آری ولیکن هم ببین / جهدهای انبیا و مومنین


شیر گفت : بلی این سخنان را که گفتید قبول دارم که هر چه تقدیر است همان می شود ولی جهد و تلاش پیامبران و مومنان را هم نگاه کنید . [ شیر در اینجا دلیلی نقضی می آورد و با استناد به سنت حسنه انبیا که کار و تلاش است . مشرب جبریان را رد می کند . ]

حق تعالی جهدشان را راست کرد / آنچه دیدند از جفا و گرم وسرد


هر آنچه پیامبران در راه هدایت مردم ستم دیدند و ناملایمات روزگار را تحمل کردند از نظر حق تعالی بی پاداش نماند و تلاش آنان به ثمر رسید .

حیله هاشان ، جمله حال آمد لطیف / کل شیء من ظریف هو ظریف


تدابیر و چاره جویی های پیامبران و مومنان در هر حالی لطیف و دلنشین بود و هرآنچه از ظریفی سر زند آن نیز لطیف است .

دام هاشان ، مرغ گردونی گرفت / نقص هاشان ، جمله افزونی گرفت


دام همت و مجاهده انبیا و اولیا در تبلیغ و ترویج دین خدا ، جان های نافرمان و هدایت گریز مردم را صید کرد و چون مردم به وسیله  آنان به راه هدایت آمدند ، کاستی های روحی و فکری و علمی و عملی شان به کمال مبدل شد . [ مرغ گردونی در لغت به معنی “پرنده آسمانی و فرشته” است ولی در اینجا به معنی “جان های مردم” فرض شده و دام ها کنایه از همت و جهد انبیاست . ]

– شیر در رد جبریان می گوید : انبیا و اولیا گرچه در خداشناسی و توکل افرادی نادر بودند ولی در عین حال هیچگاه دست از سعی و مجاهدت بر نداشتند و پیش خود نگفتند که خدا قادر است . چه نیازی به ما دارد که مردم را به راه هدایت دعوت کنیم . پس سعی و کسب بر آدمی واجب است .

جهد می کن تا توانی ای کیا / در طریق انبیا و اولیا


ای بزرگمرد ! تا آنجا که می توانی در راه پیامبران و اولیا تلاش کن .

با قضا پنجه زدن نبود جهاد / ز آنکه این را هم قضا بر ما نهاد


جهاد با نفس اماره یا جهاد با حق ستیزان ، ستیزه گری با قضا و قدر به شمار نیاید زیرا که همین مجاهده و تلاش را نیز قضا و قدر برای ما معین کرده است .

کافرم من ، گر زیان کرده است کس / در ره ایمان و طاعت ، یک نفس


کافر باشم اگر کسی در راه ایمان و طاعت قدم بردارد و لحظه ای زیان کند یعنی محال است که کسی در راه خدا قدم بردارد و به زیان و خسران حقیقی گرفتار آید .

سر ، شکسته نیست این سر را مبند / یک دو روزی جهد کن ، باقی بخند


سر تو که شکسته نشده آنرا با دستمال مبند . چند روزی را به کسب و تلاش بپرداز تا به منزل مقصود برسی و آنگاه شادان و خندان شوی .

بد محالی جست ، کو دنیا بجست / نیک حالی جست ، کو عقبی بجست


آنکه به دنبال امور دنیوی رفت و آنرا جویا شد بی گمان امری را طلب کرده که به شدت محال و دست نیافتنی است اما کسی که در پی امور اخروی باشد و آنرا بجوید مسلما امر پسندیده و مطلوبی را جسته است .

مکرها در کسب دنیا ، بارد است / مکرها در ترک دنیا ، وارد است


جمیع تدبیرها و چاره اندیشی هایی که در جهت کسب دنیا بکار گرفته می شود خنک (بارد) و نابجاست اما همه تدبیرها و چاره اندیشی هایی که در جهت ترک دنیا بکار بسته می شود بجا و مناسب است .

مکر آن باشد که زندان حفره کرد / آنکه حفره بست ، آن مکری است سرد


تدبیر و چاره اندیشی آن است که برای رهایی انسان ، زندان دنیا را بشکافد و به سوی معنویت توجه کند ولی آن کس که منفذ خروج را نیز مسدود کند مسلما تدبیری ناروا بکار گرفته است .

این جهان زندان و ما زندانیان / حفره کن زندان و خود را وارهان


این دنیایی که ما در آن به سر می بریم به منزله زندان است و ما ساکنان دنیا نیز به منزله زندانی هستیم ، پس ای زندانیان دنیا ، زندان را سوراخ کنید و خود را نجات دهید . [ در حدیث آمده « دنیا زندان مومن و بهشت کافر است » ( احادیث مثنوی ، ص 11 ) ]

چیست دنیا ، از خدا غافل بدن / نی قماش و نقره و میزان و زن


دنیا چیست ؟ دنیا همانا غافل شدن از خداوند است نه آنکه دنیا عبارت باشد از مال و ثروت و ترازو و زن و فرزند . [ دنیا در نزد محققان صوفیه صورت عالم طبع (عالم ماده به اضافه طبیعت) و مابل و ثروت و همسر و فرزند نیست بلکه دنیا حالتی قلبی است و آن همانا غفلت از خداوند است . خواه این غفلت از امور مادی و دنیوی بر قلب عارض شود و خواه از امور معنوی نظیر طاعات و عبادات . پس هر عبادتی را هم که آدمی را دچار عجب و غرور کند آن عبادت نیز از امور دنیوی است و نزد اهل الله بت و طاغوت به شمار آید . بنابراین مولانا حقیقت دنیا را تعریف کرده تا گمان نرود که هر گونه کار و تلاش مصداق دنیا پرستی است .

مال را کز بهر دین باشی حمول / نعم مال صالح خواندش رسول


اگر مال و ثروت را در جهت دین و ایمان به دست آوری و بکار گیری . این مال و ثروتی پسندیده است و چنین مالی را پیامبر (ص) مالی نکو و شایسته خوانده است . [ پیامبر فرماید ” چه نکوست مال شایسته برای بنده شایسته ” ]

آب ، در کشتی هلاک کشتی است / آب ، اندر زیر کشتی ، پشتی اشست


برای مثال آب اگر درون کشتی بیاید باعث غرق شدن کشتی می گردد ولی اگر آب در زیر کشتی جریان یابد پشتوانه امنیت و نجات کشتی است . [ اگر عشق مال به درون قلبی وارد شود آنرا در منجلاب دنیا غرق می کند ولی اگر مال به عنوان یک ابزار ضروری بکار گرفته شود . بسی نکوست . ]

چونکه مال و ملک را از دل براند / زآن سلیمان ، خویش جز مسکین نخواند


از آنرو که حضرت سلیمان (ع) حب مال و ملک دنیا را از قلبش زدوده بود خود را مسکین و بینوا بنامید . [ سلیمان در روایات اسلامی و اشعار فارسی و عربی نمودار قدرت و ثروت و مکنت است . مولانا از شهرت سلیمان بدین اوصاف استفاده می کند که او با وجود پادشاهی و توانگری ، محبت و تعلق خاطر به امور مادی نداشت و بدین سبب خود را مسکین و بی نوا می خواند . پس داشتن ملک و مال و سلطنت و مباشرت اسباب دنیوی هر گاه دلبستگی ببار نیاورد باعث دوری از حق نمی شود و ترک دنیا عبارت است از ترک تعلق نه ترک مال و ناداشتن اسباب و وسائل . این بیت مبتنی است بر روایتی که ثعلبی در سیره سلیمان نقل می کند . ” سلیمان شخصی افتاده و فروتن بود و با بینوایان نشست و برخاست می کرد . بی نوایی با بی نوایی دیگر همنشینی کند . ]

کوزه سر بسته ، اندر آب زفت / از دل پر باد ، فوق آب ، رفت


مثال دیگر ،کوزه ای که از آب خالی باشد و سرش نیز بسته باشد می تواند روی آبی عظیم (زفت) بماند و غرق نشود .

– هرگاه دل از تعلق تهی شد و به فقر حقیقی که نیازمندی به حق تعالی و بی نیازی از ماسوای حق است متصف گردید ، در آن صورت دنیا و مظاهر آن از ملک و مال و اسباب در زیر پای همت سالک می افتد . مانند آب در زیر کوزه ای که از هوا پر است و سالک در چنین حالتی خود را برتر از همه چیز می بیند و با آنکه ممکن است بسیار چیز و یا جهانی را در تصرف داشته باشد . جهان و امور عالم مادی پیش همت او ناچیز و بی ارزش است . ]

باد درویشی چو در باطن بود / بر سر آب جهان ، ساکن بود


وقتی که حال و هوای فقر عارفانه در درون کسی ظهور کند . چنین کسی روی آب دنیا قرار می گیرد و در آن غرق و آلوده نمی شود .

گر چه جمله این جهان ، ملک وی است / ملک در چشم دل او ، لاشی است


اگر چه همه ملک و دارایی این جهان از آن اوست ولی این دارایی در چشم دل او فاقد ارزش است . [ درست مثل سلیمان نبی که در عین داشتن مال ، دل بدان نبسته بود . ]

پس دهان دل ، ببند و مهر کن / پر کنش از بادگیر من لدن


پس اینک دهان دلت را از ورود هواهای نفسانی فروبند و آن را با ریاضت مهر و موم کن تا مبادا آب حب دنیا بدان درآید . و از آن پس دلت را از حال و هوای الهی و کبریایی پر کن .

جهد ، حق است و ، دوا حق است و درد / منکر اندر جحد جهدش ، جهد کرد


شیر نهایتا به نخچیران گفت : پس دانستیم که تلاش حق است و دوا و درمان هم حق است و درد نیز حق است . یعنی هر کدام از آنها واقعیتی است انکار ناپذیر و باید به هر کدام اعتراف کرد . درست است که بیماری وجود دارد ولی دوا هم وجود دارد و باید به کمک دوا بیماری را رفع کرد ولی آن کس که واقعیت عینی را انکار می کند در واقع می کوشد که کوشش را نفی کند یعنی از سعی کمک می گیرد تا بگوید سعی نباید باشد . مشرب جبریه که نخچیران نماد آن هستند گرچه در لفظ سعی و جهاد را انکار می کنند ولی در عمل به سعی و جهاد می پردازند و نمونه بارز آن اینکه تا اینجا آن مباحثه گرم و مهیج را کردند که به شیر بفهمانند که سعی و عمل چیز خوبی نیست ولی از این نکته غافل اند که مباحثه و مناظره نیز نوعی جهد است .

دکلمه باز ترجیح نهادن شیر ، جهد را بر توکل و ذکر فواید توکل

دکلمه باز ترجیح نهادن شیر ، جهد را بر توکل و ذکر فواید توکل

زنگینامه مولانا جلال الدین محمد بلخی

سرزمین ایران از دیرباز مهد تفکرات عرفانی بوده است . از این رو در طی قرون و اعصار ، نام آورانی بی شمار در عرصه عرفان و تصوف در دامن خود پرورش داده است . یکی از این بزرگان نام آور ، حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی است که به ملای روم و مولوی رومی آوازه یافته است . او در ششم ربیع الاول سال 604 هجری قمری در بلخ زاده شد . پدر او محمدحسین  خطیبی است که به بهاءالدین ولد معروف شده است و نیز او را با لقب سلطان العلما یاد کرده اند . بهاء ولد از اکابر صوفیه و اعاظم عرفا بود و خرقه او به احمد غزالی می پیوست و در علم عرفان و …

متن کامل زندگینامه مولانا جلال الدین بلخی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

معرفی کتاب مثنوی معنوی مولوی

مثنوی معنوی کتابی تعلیمی و درسی در زمینه عرفان ، اصول تصوف ، اخلاق ، معارف و …است . مولانا بیشتر به خاطر همین کتاب شریف معروف شده است . مثنوی معنوی دریای ژرفی است که می توان در آن غواصی کرد و به انواع گوهرهای معنوی دست یافت با آنکه تا آن زمان کتابهای ارزشمند و گرانقدری نظیر منطق الطیر عطار نیشابوری و حدیقت الحقیقت سنائی و گلشن راز شبستری از مهمترین و عمیق ترین کتب عرفانی و صوفیانه به شمار می رفتند ولی با ظهور مثنوی معنوی مولانا و جامعیت و ظرافت و نکته های باریک و …

متن کامل معرفی جامع کتاب مثنوی معنوی مولوی را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

منابع و مراجع :

  1. شرح جامع مثنوی معنوی – دفتر اول – تالیف کریم زمانی – انتشارات اطلاعات

Tags:
اولین نفری باشید که نظرتان را ثبت می کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با دیدارجان

لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را ارسال فرمایید.

درحال ارسال

وارد شوید

اطلاعات خود را فراموش کرده اید؟